|
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری ،همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای بالا برود.
با رفرش صفحه اهنگ عوض می گردد
دختر زیبا و خواستگار پیرروزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد. کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت : اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود، اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود. این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود. در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت ! سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد. تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید ؟ چه توصیه ای برای آن دختر داشتید ؟ اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد : 1ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند. 2ـ هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است. 3ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد. لحظه ای به این شرایط فکر کنید. هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود. معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد. به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می کردید ؟! ادامه مطلب
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
تدریس سیسكو در خرم اباد لرستان چند وقت پیش از طریق یكی از آموزشگاهی كه باهاش همكاری می كنم كه بروم استان لرستان شهر خرم اباد برای تعدادی از مدیران و كارمندان آی تی منطقه CCNA تدریس كنم كه از شنبه همین هفته رفتم و امروز صبح برگشتم و البته سه روز دیگر هم باید در هفته بعد بروم.از كلاس خودم هم راضی ام و خوب برگزار شد.البته فعلا سوئیچینگ و مباحث مربوطه را گفتم و رویتیگ موند برای هفته بعد.
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
امنیت شبكه ق 5 حملات در شبکه های کامپیوتری جزو جدانشدنی دنیای اینترنت شده اند. حملات به دلایل متفاوتی همانند منافع تجاری، دلایل کینهجویانه، حیلهگری و تقلب، جنگ و منافع اقتصادی انجام میپذیرند. حملهها در نتیجه نقص یکی از ابعاد امنیتی همانند محرمانگی، یکپارچگی و یا دسترسپذیری در شبکه و منابع آن انجام میپذیرند. تقسیمبندیهای مختلفی برای انواع حملات تعریف شده است. شما هر کتاب و مرجعی را که ببینید نوعی گروهبندی را انجام دادهاند. در مجموع حملات را به گروههای زیر تقسیم مینماییم. - Modification Attacks (تغییر غیرمجاز اطلاعات) - Repudiation Attacks (جلوگیری از وقوع یک اتفاق و یا تراکنش) - Denial of service attacks (عملی که مانع میشود از اینکه منابع شبکه بتوانند سرویسهای درخواستی را به موقع ارایه دهند.) - Access attacks (دسترسی غیرمجاز به منابع شبکه و اطلاعات) به طور عام هر عملی که باعث میشود تا عملکرد شبکه ناخواسته گردد، حمله نامیده میشود. ممکن است این عمل تغییر رفتار مشهودی در سیستم شبکه نباشد. حمله غیرفعال: وقتی فرد غیرمجاز در حال شنود ترافیک ارسالی میباشد، تغییر مشهودی در رفتار سیستم نداریم. این حمله، حمله غیرفعال است. در صورتی که شنودکننده موفق به رمزگشایی گردد، اطلاعات مفیدی به دست آورده است. حمله فعال: حملهای که محتوای پیام را اصلاح نماید، فرستنده و یا گیرنده پیام را تغییر دهد و یا هر ترفندی که پاسخ مجموعه را تغییر دهد، حمله فعال نامیده میشود. در ادامه به معرفی حملات معروف شبکه و راههای مقابله با آن خواهیم پرداخت.
Denial of Service (DOS)/ Distributed DOS درحمله DOS ، منابع یک سیستم اشغال میشود تا آن منبع توانایی پاسخگویی به درخواستها را نداشته باشد. این حمله با بمباران سیل آسای یک سرور با تعداد زیادی از درخواستها مواجه مینماید که نمیتوان به همه آنها به صورت کارآمد پاسخ گفت. مورد دیگر فرستادن مجموعه درخواستها به هارد درایو یک سیستم است که تمام منابع آن را درگیر نماید. نوع دیگر DOS توزیع شده است که از طریق تعداد زیادی از host ها انجام میپذیرد. برنامه حمله بدون اطلاع مالکان، بر روی این سیستمها نصب و در رابطه با اجرای حمله به سوی هدف، فعال میگردند. مثالهای زیر را میتوان برایDOS نام برد. Buffer overflow (دریافت حجم زیادی از دادهها در پاسخ یک درخواست مانند دریافت حجم زیادی از پاسخها در مقابل دستور echo در پروتکل ICMP) SYN attack(بهرهبرداری از فضای بافر درhandshake پروتکل TCP) Teardrop Attack(تغییر فیلد offset در بسته IP) Smurf (فرستادن Broadcast یک دستور PING - ارسال پاسخ کلیه آنها به سمت هدف حمله- ایجاد ترافیک اشباع شده در سمت هدف) Back door حمله در مخفی از طریق مودمهای dial up و غیره انجام میگردد. سناریو آن دسترسی به شبکه از طریق کنار گذاشتن مکانیزمهای کنترلی با استفاده از راههای مخفی میباشد. IP Spoofing در این حمله قربانی متقاعد میگردد که به یک سیستم شناخته شده و قابل اطمینان متصل شده است. این حمله در لایه TCP انجام میپذیرد و آدرس یک مبدا مجاز (به جای مبدا غیرمجاز) داده میشود و مقصد این بسته را گرفته و دستورات بسته را پذیرفته، اعمال مینماید. شاد باشین..................
نوع مطلب :شبكه و بحثهای مرتبط
امنیت شبكه ق 4
بعد امنیتی محرمانگی داده (Data Confidentiality) یکی از روشهای اصلی حفظ اطمینان در ارتباطات شبکهای استفاده از رمزنگاری پیام و دادهها میباشد. به علت دسترسی کاربران و شبکههای متفاوت به امکانات شبکه، امکان شنود در شبکه وجود دارد. شنود داده در صورت رمز بودن آنها امکان سواستفاده را کاهش میدهد. روشهای رمزگذاری برای نگهداری محرمانه پیامها و یا دادههای ذخیره شده به کار میروند.
الگوریتمهای رمزنگاری متقارن و نامتقارن وجود دارد. روشهای رمزنگاری با استفاده از کلید عمومی، یکی از روشهای متداول است. هر کاربر، کلید عمومی خود را اعلام میکند و ما با استفاده از کلید، پیام را رمزکرده و به شبکه میفرستیم. حال تنها کسی که کلید خصوصی رمزگشایی را داشته باشد، قادر به بازگشایی پیام خواهد بود و بقیه درصورت دریافت پیام نیز از آن سردرنمیآورند. روشهای مختلف رمزنگاری مانند DES, RSA را میتوان نام برد.
در کنار رمزنگاری، روشهای مختلف کشف رمز برای شکستن کلیدها تعریف شده است. سختی کلیدها نشان دهنده امنیت بالاتر پیام خواهد بود. امروزه از الگوریتمهای رمز با طول کلید بالاتر بهره میبریم و زمان کشف این کلیدها، طولانی است و نیازمند پردازشهای پیچیده است. رمزنگاری علاوه بر ایجاد محرمانگی در دادهها برای حفظ یکپارچگی پیام و احراز هویت نیز استفاده میشود.
در برخی موارد نمونهای رمزشده(MAC) از پیام به همراه پیام فرستاده میشود. گیرنده این مقدار را بازتولید میکند و با نمونه MAC گرفته شده مقایسه میکند. در صورتی که هر دو یکسان بودند، یعنی پیام در بین راه دچار تغییر نشده است و یکپارچگی آن حفظ شده است.
این روش برای کشف تغییراتی که فرستنده غیرمجاز در متن پیام ایجاد میکنند و آن را با مشخصات آدرسی فرستنده به ما بفرستند، مفید است. در این حالت MAC تولید شده با MAC دریافتی یکی نیست و پیام ارزشی ندارد.
ایجاد محرمانگی در شبکههایی که به صورت broadcasting انتقال داده دارند، مهم است.
خلاصه اینکه هر ترفندی به کار میبریم تا پیام ما تنها به دست فرستنده برسد و تنها او بتواند آن را استفاده کند. امنیت شبكه ق 3
بٌعد امنیتی احراز هویت (Authentication)
بُعد احراز هویت، در مورد تشخیص درست بودن هویت فردی است که میخواهد از امکانات شبکه استفاده نماید. احراز هویت این اطمینان را می دهد که موجودیتی که در ارتباط شبکه ای شرکت کرده است، مجاز می باشد. این موجودیت می تواند شخص، ابزار، سرویس و یا کاربرد نصب شده در شبکه باشد. یکی
بودن هویت کاربر با چیزی که ادعا میکند, به معنی مجاز شناخته شدن آن
کاربر است. تنها از این طریق است که کاربر میتواند سرویسها را از شبکه
دریافت نماید. در حمله هایی که در شبکه رخ میدهد حمله کننده، با استفاده از مشخصه های عناصر مجاز همانند آدرس IP، آدرس MAC ، مشخصه های شناسه کاربری و کلمه عبور و غیره، خود را عنصر مجاز معرفی نموده و به شبکه وارد میشود. محافظت از این بخشها و جلوگیری از افشای این مشخصه ها باعث در امان ماندن شبکه از حمله های افراد غیرمجاز میگردد. بُعد
کنترل دسترسی و احراز هویت با یکدیگر ارتباط نزدیک دارند و ما میتوانیم
با دادن شناسه کاربری متفاوت به افراد و تعیین سطح دسترسی هر شناسه، باعث
شویم تا افراد بتوانند به سرویسهای شبکه دسترسی یابند و امکاناتی همانند
اصلاح و تغییر داده ها، حذف و یا تغییر مکان و مسیر ذخیره دادها را داشته
باشند. بالاترین سطح دسترسی، با دسترسی به شناسه ها و کلمه عبور admin
به دست می آید و بالاترین امکان تغییر داده را داراست. در این مورد فرد
غیر مجاز، با بالاترین سطح دسترسی به امکانات و دارایی های شبکه، آسیب
رسانی را انجام میدهد. همان
طور که میدانید، محافظت از شناسه های عبور, از اولویتهای مهم امنیتی
است و افشای هر شناسه باعث افشای اطلاعات با سطح دسترسی مربوطه برای عموم
خواهد بود. فرد
غیر مجاز میتواند با شناسه سرقت شده وارد شبکه گشته، اطلاعات لازم را کپی
و یا اطلاعات انحرافی را وارد شبکه نموده و بدون جاگذاشتن اثری خارج شده و
به اهداف خود برسد. اطلاعات تقلبیِ وارد شده به جای اطلاعات اصلی پردازش
شده و بر اساس آنها تصمیم گیری انجام گردد. راه
دیگری که امنیت اطلاعات را بالا می برد، رمز نمودن آنهاست تا در صورتی که
شناسه های عبور افشا شدند، اطلاعات رمز شده قابل سواستفاده نباشد.
رمزنگاری داده ها با اهداف مختلف انجام میگردد و در جلسه بعدی به آن
میپردازیم.
نوع مطلب :شبكه و بحثهای مرتبط
امنیت شبكه ق 2
بعد امنیتی کنترل دسترسی
کنترل دسترسی از امکان استفاده غیرمجاز منابع شبکه جلوگیری می نماید. بعد کنترل دسترسی نشان میدهد که تنها افراد ویا ابزار مجاز، اجازه دسترسی به المان های شبکه، جریان دادهها و استفاده از سرویس ها و کاربردها و نیز ذخیره و اصلاح اطلاعات را دارند.
همچنین کنترل دسترسی سطوح متفاوت دسترسی به شبکه را تعریف می نماید. سطوح متفاوت دسترسی به بخشهای دسترسی به منابع، کاربردها، استفاده از عملگرها، استفاده از اطلاعات ذخیره شده و جریان دادهها تقسیمبندی شود و بر اساس درصد مجاز بودن هرکس، هر کدام از آنها، قابل استفاده باشد. در این صورت اجازه دسترسی تنها در همان سطحی که تعریف شده است، داده خواهد شد و امکان اصلاح و تغییر اطلاعات و تنظیمات سایر بخشها وجود ندارد. تعریف کنترل دسترسی در شبکه در لایههای مختلف انجام میشود.تعریف دیوارههای آتش در همه هفت لایه OSI میسر می باشد. دیوار آتش از منابع موجود در داخل شبکه در مقابل حملات بیرونی محافظت کرده و به کاربران داخل شبکه طبق سیاستهای امنیتی، اجازه دسترسی به شبکه خارجی را میدهد. تنظیم و یا مسدود نمودن پورتها در لایه هفت، امکان مدیریت دسترسی به برخی برنامه ها و کاربردها همانند messengerها را امکان پذیر می نماید.کنترل دسترسی در لایه های پایین تر همانند تنظیماتی که در پورتهای سوییچها و دستهای مسیریابها انجام میپذیرد، امکان مدیریت ترافیک را تا لایه سه مهیا می سازد.دسترسی بر اساس نام کاربری، کلمه عبور، شماره پورت مبدا، مقصد (،ftp و telnet)، نوع پروتکل شبکهای مورد استفاده (،UDP،TCP)، آدرس مبدا، مقصد و موقعیت درخواستکننده فراهم میشود و بر اساس این تنظیمات، فیلتر کردن بستهها در لایههای سه تا هفت صورت میگیرد. امروزه دیوار آتش علاوه بر مدیریت در ترافیک عبوری، سرویسهای امنیتی متنوعی ارایه میدهد. به عنوان مثال می توان از( VPN (Virtual Private Networkو یا از NAT Server و همین طور تعدیل بار ، ویروسیاب و سیستمهای تشخیص نفوذ نام برد. انواع متفاوت دیوار آتش مانند ثابت، پویا، کاربردی، بستهای، مداری و غیره وجود دارد. دیوار آتش سطح کاربرد، امنیت بالاتری دارد. در این نوع مکانیزم تنها درخواست سرویسهایی پاسخ داده میشود که مجاز باشند مثلا تنها سرویسهای http،ftp اجازه عبور دارند و بقیه فیلتر میشوند. ابعاد امنیتی کنترل دسترسی و احراز هویت وابستگی نزدیکی به هم دارند زیرا با احراز هویت یک کاربر، اجازه دسترسی کاربر به منابع و اطلاعات صادر می شود به این ترتیب سطح دسترسی معلوم شده است. در قسمت های بعدی به بعد امنیتی احراز هویت می پردازیم. منبع:http://network.persianblog.ir/
نوع مطلب :شبكه و بحثهای مرتبط
امنیت شبكه ق 1
ایجاد امنیت برای محافظت از داراییها تعریف میگردد. روش های تعریف شده و استانداردهای متفاوتی برای حفظ داراییها موجود است. در مورد امنیت مفاهیم مختلفی وجود دارد. امنیت می تواند شامل محافظت (protection) و یا تشخیص(detection) باشد.
حفظ داراییها برای جلوگیری از آسیبرسانی به آنهاست. یعنی ممکن است دارایی وجود داشته باشد، اما هیچ تهدیدی برایش معنی پیدا نکند. مانند تکههای الماسی که در کهکشان موجود است، تعریف امنیت برای این داراییها مادامی که تهدیدی برایشان نیست، معنی ندارد.
حفاظت از دارایی ها با اطلاع از اینکه این دارایی آسیب پذیری دارد و میتواند با سواستفاده از این آسیبپذیری مورد حمله قرار بگیرد، انجام میپذیرد. مثلا پایگاه دادهای که در شبکه موجود است و اطلاعات و شناسههای کاربران را در خود ذخیره کرده است، یک دارایی در شبکه محسوب میشود و باید مورد حفاظت قرار گیرد زیرا در صورت دسترسی افراد غیرمجاز، به شبکه آسیب میرسد. پس این آسیبپذیری میتواند مورد سواستفاده قرار گیرد.
زمانی که تشخیص مد نظر ما باشد، باید ابزار و تمهیداتی در شبکه تعریف کنیم تا قابلیت تشخیص حملهها (attack) را داشته باشد. ابزاری که وضعیت شبکه را آمارگیری نموده و در هر زمان از وضعیت ابزار شبکه، نودهای ارتباطی، ترافیک بین مسیریابها، نوع ترافیک انتقالی، زمان پیامها و بسیاری از پارامترهای شبکه آگاهی دارد.
این ابزار وضعیت شبکه را همچون موجود زندهای گزارش میدهند و در صورت ایجاد هر گونه وضعیت مشکوک در شبکه اقدامات امنیتی لازم را انجام میدهند.
محافظت و تشخیص نقشی همانند پیشگیری و درمان در مقابل بیماریها را دارند. تشخیص حمله در صورتی که از آن جلوگیری نماید، یک تشخیص فعال(detection active) نامیده میشود.
دسته دیگر تشخیص را تشخیص منفعل(passive detection) می نامیم. در این تشخیص بعد از وقوع حمله، گزارشی از وضعیت شبکه داده میشود و توانایی پیشبینی و پیشگیری از حملهها وجود ندارد.
ایمن سازی ارتباطات در شبکه طبق استانداردهای تعریف شده دارای بخشها و مفاهیم متفاوتی است.
هراستانداردی بخشهایی را برای امنیت تعیین میکند وحفظ امنیت هر دادهای بعضی از این بخشها را شامل میشود. در ادامه به بخشهای اساسی مفهوم حفظ امنیت می پردازیم.
1) Access control 2) Authentication 3) Non-repudiation 4) Data confidentiality 5) Communication security 6) Data integrity 7) Availability 8) Privacy
برخی مفاهیم ضروری هستند. حفظ محرمانگی داده از ضروریات اولیه است. داده ارسالی که در شبکه تنها باید برای گیرنده و مقصد مفهوم و قابل استفاده باشد و بقیه گیرندگان غیر مجاز قابلیت بهره بردن از آن را نداشته باشند.
بجز محرمانگی , احراز هویت فرستنده پیام هم ارزشمند است.
این هشت مفهوم بر اساس استاندارد ITU-T X.805تعریف شده است و ما آنها را به ترتیب در جلسات بعدی بررسی مینماییم.
نوع مطلب :شبكه و بحثهای مرتبط
امنیت شبكهبه نام آنکه هر چه داریم و هر چه می كشیم از اوست وقتی
بحث امنیت شبکه پیش می اید ، مباحث زیادی قابل طرح و ارائه هستند ،
موضوعاتی که هر کدام به تنهایی می توانند جالب ، پرمحتوا و قابل درک باشند ،
اما وقتی صحبت کار عملی به میان می اید ، مسئله به نحوی پیچیده می شود . ترکیب علم و عمل ، احتیاج به تجربه دارد و نهایت هدف یک علم هم ، به کار امدن آن هست .
موفق باشید.
نوع مطلب :شبكه و بحثهای مرتبط
ادامه آموزشهای سیسكو و شبكه سلام خدمت دوستان
نوع مطلب :عمومی
آموزش CCNA - مدل OSI ق 8
با سلام این جلسه کماکان در مورد لایه 2 صحبت می کنیم . ما در تعاریف شبکه 2 نوع domain داریم 1- Broadcast domain 2- Collision domain :Broadcast domain به محدوده یا فضایی می گویند که بسته های broadcast قابل انتشار می باشند. بسته های broadcast بسته هایی بودند که برای همه ارسال می شدند . و هرچه تعداد این domain بیشتر
باشد مناسب تر است و هرچه این محدوده کوچکتر باشد بهتر می باشد چون این
بسته ها ، چه مفید و چه غیر مفید باید در یک فضا پخش شوند. :Collision domain به محدوده ای می گویند که احتمال وقوع collision وجود
داشته باشد . برای مثال اگر 10 نفر در حال صحبت در یک اتاق باشند احتمال
بروز تصادم (صحبت همزمان) بین آنها وجود دارد ، حال اگر این افراد را در 2
یا بیشتر اتاق مجزا قرار دهیم احتمال این collision کمتر شده و برای شبکه های ما مناسبتر است. اولین دستگاهی که در این لایه به آن میرسیم bridge می با شد . BRIDGE: کار این دستگاه افزایش تعداد collision domain در شبکه ما می باشد بدین صورت که با استفاده از یک جدول به نام MAC address table این کار را انجام می دهد . این جدول یا به صورت دستی ( manual ) و یا به صورت اتوماتیک تنظیم و بروز رسانی می شد. که در حالت دستی مدیر شبکه آنجا می بایست به صورت دستوری این جداول را پر کند. اگر اطلاعات اتوماتیک پر شوند ، عمر این اطلاعات 5 دقیقه می باشد ولی با هر بروز رسانی این timer از ابتدا زمان را محاسبه می کند. روند کار اتوماتیک bridge به این صورت می باشد : در ابتدا جدول آنها خالی می باشد با
اولین بسته های دریافتی از پورت های خود، کار را آغاز می کند. بسته ای را
که دریافت کرده را بررسی میکند و این اطلاعات را از آن استخراج می کند: آدرس فیزیکی(Mac Address ) فرستنده بسته و پورت ورودی آن به bridge .آن ها را در جدول خود وارد می کند. با این کار متوجه می شود که چه کاربران یا دستگا ههایی در چه سمت( پورت) دستگاه وجود دارند. سپس آدرس فیزیکی مقصد را بر می دارد و با Table خود مقایسه می کند. اگر این آدرس در جدول وجود نداشته باشد که Bridge بسته را به تمام پورت های خود ارسال می کند. اگر در جدول وجود داشت چند حالت پیش می آید : 1- این آدرس مقصد و آدرس فرستنده در یک سمت Bridge قرار گرفته باشند، که در این صورت Bridge فقط اطلاعات فرستنده را Learn کرده و در جدول قرار میدهد و سپس بسته را Drop می کند. 2- این آدرس مقصد در سمت دیگری از bridge قرار گرفته باشد ، که در اینصورت BRIDGE آن را به همان سمت ارسال می نماید. به این شکل توجه کنید.
فرض کنید PC-1 می خواهد با PC-4 ارتباطی را ایجاد کند.پس بسته ای را ارسال می کند بسته به bridge رسیده ، پورت ورودی ، MAC مبدا ، زمان وارد جدول می شود و خواهیم داشت:
و چون آدرس PC-4 در این جدول وجود ندارد از خود رد می کند و بسته به PC-4می رسد
سپس فرض کنید PC-2 می خواهد برای PC-1 اطلاعاتی را ارسال کند ، پس بسته ای را ارسال می کند بسته به Bridge می رسد و خواهیم داشت:
و چون مقصد را در لیست خود می یابد و می بیند که با مبدا در یک سمت وجود دارند بسته را از خود عبور نمی دهد با استفاده از این دستگاه ما تعداد Collision domain هایمان را به 2 افزایش داده ایم و باعث بهبود سرعت و ئضعیت شبکه شده ایم. لازم به ذکر است این دستگاه اکنون دیگر مورد استفاده نمی باشد و به جای آن از Switch استفاده می شود. بدون استفاده از این دستگاه به دلیل استفاده از hub در شبکه ها تعداد collision domain ما 1 بود و همه افراد ما در یک اتاق قرار داشتند و طبیعتا احتمال بروز تصادم نیز زیاد بود. این دستگاه دارای پورت های محدودی بود 2،3، 4 پورت
نوع مطلب :شبكه و بحثهای مرتبط
آموزش CCNA - مدل OSI ق7
این جلسه در خصوص چگونگی قرار دادن اطلاعات و سیگنالها روی media یا رسانه صحبت می کنیم. همانگونه که می دانید در شبکه زمانی که از hub(دستگاه مرکزی که سیم ارتباطی هر کامپیوتر به آن وصل می شود ، و در لایه 1 کار می کند) استفاده می شود بستر موجود یک بستر اشتراکی خواهد بود و در آن واحد تنها یک نفر می تواند اطلاعات خود را ارسال کند.در نتیجه به دلیل وجود تعدادی کاربر و نود نیاز هست تا مکانیزم یا قانونی وجود داشته باشد تا کمترین تداخل را داشته باشیم . از آن جهت 2 مکانیزم وجود دارد. 1-CSMA/CD: Carrier sense multiple access with collision detection 2-CSMA/CA: Carrier sense multiple access with collision avoidance
1- CSMA/CD: به این صورت است که زمانی که یک فرستنده قصد ارسال اطلاعات را دارد ابتدا خط را حس می کند که آیا کسی در حال ارسال اطلاعات هست یا نه (خط اشغال است یا نه)، اگر خط آزاد بود که فرستنده شروع به ارسال اطلاعات می کند، در غیر این صورت یک مدت زمانی random منتظر می ماند و مجددا خط را برای ارسال بررسی می کند و این کار رابارها تکرار می کند تا اطلاعاتش را ارسال کند. حال در این میان ممکن است 2 نود دقیقا در یک زمان اطلاعاتی را ارسال کنندو باعث ایجاد تداخل یا collision شوند. در این وضعیت ، اولین نودی که این تداخل را تشخیص داد سیگنالی را به نام jamming signal ارسال می کند و به همه اطلاع می دهد که در مسیر ارتباطی تداخل رخ داده است . هر نود پس از دریافت این سیگنال تا یک مدت زمانی random منتظر می مانند و بعد از تمام شدن این زمان داستان مجددا شروع می شود . در زیر چند فیلم مرتبط را می توانید برای مفهوم بیشتردانلود کنید. 2- CSMA/CA: این مکانیزم نیز مشابه قبلی از حس کردن خط استفاده می کند ولی برخلاف آن تداخل را تشخیص نمی دهد ، بلکه سعی در جلوگیری این اتفاق می کند. این مکانیزم در ارتباطات بی سیم مورد استفاده قرار می گیرد ، زیرا در این سیستم ها به دلیل media مورد استفاده تشخیص اختلال به آن صورت امکان پذیر نیست . در این مکانیزم به این صورت عمل می شود که زمانی که فرستنده قصد ارسال دارد سیگنال RTS(request to send) را ارسال میکند .و در خواست ارسال اطلاعات می کندو می گوید که چه مدت زمانی را برای ارسال اطلاعات خود نیاز دارد . در یافت کننده به محض دریافت این بسته در صورت خالی بودن فضا سیگنال CTS(Clear to send) را ارسال می کند و می گوید که چه مدت زمانی کامپیوترهای دیگر سکوت کنند تا فرستنده آن اطلاعاتش را بفرستد .
در مقایسه کارایی این دو مثال چراغ راهنمایی مثال مناسبی است. CSMA/CD مانند چراغ چشمک زن و CSMA/CA مانند چراغ کامل است. بدین صورت که در صورت کم بودن کاربران سرعت CSMA/CD بیشتر است ولی در صورت افزایش کاربران در این نوع افزایش ناگهانی تداخل را خواهیم داشت
نوع مطلب :شبكه و بحثهای مرتبط
آموزش CCNA - مدل OSI ق6
تا اینجا ما لایه ١ را یه اتمام رساندیم ، حالا میریم سراغ لایه ٢ در لایه ٢ OSI نیاز به آدرس دهی وجود دارد که در پروتکل Ethernet(802.3) از MAC Address استفاده می کنند. این آدرس 48 بیت یا 6 بایت یا 12 عدد هگز می باشد.که اصولا به صورت هگز نمایش می دهند. که توسط کارخانه تولید کننده کارت شبکه در آن درج می شود، به آن آدرس فیزیکی نیز می گویند. MAC Address: XX XX XX XX XX XX به 6 تای اول آن که زیرش خط ککشیده شده OUI(organization unique identifire) ld می گویند و به بخش دوم BIA(Burned In address) می گویند. در هر شبکه برای جلوگیری از تداخل می بایست که این آدرسها یکتا باشند و آدرس تکراری وجود نداشته باشد. برای مدیریت آن یک سازمان جهانی بخش اول را مدیریت کرده ( برای هر کارخانه بخش اول را مشخص می کند که از چی استفاده کند) و بخش دوم به ترتیب توسط کارخانه روی کارتهای شبکه قرار می گیرد. هر کدام از این 12 کاراکتری که در آدرس فیزیکی قرار می گیرد( به دلیل هگز بودن) می تواند اعداد بین 0-f باشند که a=10,b=11,c=12,d=14,e=15,f=16 می باشند. پس کاراکتر قرار گرفته برای آدرس فیزیکی نمی تواند خارج از این بخش باشد. آدرسها 3 خاصیت باید داشته باشند 1-unicast:که برای ارسال مستقیم از یک کاربر به یک کاربر دیگر است. 2-multicast: به منظور ارسال یک کاربر برای چندین کاربر است. 3- broadcast: به منظور ارسال یک کاربر برای همه می باشد. که آدرسهای فیزیکی بر اساس استانداردی که وجود دارد به این صورت تقسیم می شوند. mac address=FF FF FF FF FF FF این آدرس آدرس Broadcast می باشد. mac Address=01 00 5e XX XX XX این آدرس که بخش اول آن مشخص است و بقیه قابل تغییر می باشد محدوده آدرس Multicast می باشد. و آدرس فیزیکی که غیر از اینها باشند را آدرس فیزیکی unicast می گویند. منبع :http://network.persianblog.ir
نوع مطلب :شبكه و بحثهای مرتبط
یه ایده
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
آموزش CCNA - مدل OSI ق5
آخرین بحثی که در لایه ١ در موردش صحبت می کنم شبکه های بی سیم می باشد.
در اینجا به صورت خیلی مختصر به توضیح شبکه های بی سیم می پردازم ولی در بحثهای آینده به طور مفصل تر توضیح داده خواهد شد. شبکه های بی سیم شبکه هایی هستند که از امواج رادیویی برای انتقال اطلاعات خود استفاده می کنند. اگر از فرکانسهایی بخواهیم استفاده کنیم نیاز هست تا از سازمان مجوز استفاده از آن فرکانس را دریافت کنیم. فرکانسهایی هم وجود دارد که نیاز به مجوز ندارد. این فرکانسها عبارتند از:
اولین استاندارد این نوع شبکه ها 802.11b بود که در باند فرکانسی 2.4گیگا هرتز کار می کند، و سرعت آن 11mbps بود بعد از چند سال استاندارد دیگری معرفی شد، 802.11a که در باند فرکانسی 5 گیگا هرتز کار می کند و سرعت آن 54mbps بود البته تا 108mbps را نیز می تواند ساپورت کند. به علت بالا بودن فرکانس در استانداردa که باعث بالا بودن انرژی مصرفی در آن می شد سعی بر آن شد تا همین سرعت را در فرکانس پایین تر بدست آورند.به همین منظور استاندارد دیگری ارائه شد به نام 802.11g که با همان فرکانس 2.4 گیگا هرتز کار می کند ولی با سرعت 54mbps می کند. در این سالها نیز استاندارد دیگری در حال پیاده سازی است با نام 802.11n(mimo) که مخفف multiple input multiple output می باشد که هم در فرکانس 2.4 و هم 5 کار می کند. و حداکثر سرعتی که قرار است پشتیبانی کند 600mbps می باشد . به طور کلی به 2 قسمت تقسیم می شوند.
bridge mode مربوط به حالت ارتباط point to point بین دو دستگاه بی سیم است مانند ارتباط دو ساختمان و موقع جستجو چیزی مشخص نمیشود.
و در حالت Access point mode حالت فرق دارد و 2 نوع دارد
که در ساختار اول از یک دستگاه مرکزی مشابه سویچ در شبکه های کابلی استفاده می شود به نام Access point و تمام دستگاهها از طریق آن به یکدیگر متصل می شوند
در نوع دوم هیچ گونه زیر ساختی وجود ندارد و هر دستگاه به طور مستقیم با بقیه دستگاهها در ارتباط است. محدوده پوششی کمتر و در مقیاس خیلی کوچک استفاده می شود. البته لازم به ذکر است در سیستم های wireless sensor network به صورت خیلی جدی کاربرد دارد .
این نوع شبکه ها طراحی به نسبت سختی را دارند چون شما با امواج سرو کار دارید و شاید تنها یک جسم(مخصوصا سطوح صاف و شیشه ای و آب) امواج را خراب کنند و محدوده شما کامل پوشش داده نشود. غیر از این شما در یک باند فرکانسی کار می کنید و هر Access point محدوده پوششی مخصوص خود و همچنین کانال کازی خود را دارد. ما در مکانهایی به دلیل فضای گسترده نیاز به بیش از 1 Access point داریم . و در اینجا باید به مسائلی دقت شود همانطور که می بینید ما به منظور پوشش کامل در مناطقی هم پوشانی داریم.در این مناطق اگر بخواهیم ارتباط مناسبی داشته باشیم باید باند های مورد استفاده تداخل ایجاد نکنند. بدین منظور باید از کانالهای غیر همپوشان استفاده کنیم. در شکل کانالهای غیر همپوشان مشخص شده.
در این اوایل کار فعلا تا اینجا کافیست تا در آینده( اواخر آموزش CCNA) این مباحث تکمیل شود.
نوع مطلب :شبكه و بحثهای مرتبط
آموزش CCNA - مدل OSI ق4
بحث مدیا را در مورد کابلهای به هم تابیده شده انجام دادیم ، حالا یک مقدار در خصوص فیبر نوری صحبت میکنم. فیبر نوری مدیای مناسبی است که برای انتقال در فواصل دور و پهنای باند بالا استفاده می شود.
2 نوع داریم : 1 - single mode 2- multimode
همانطور که در شکل مقابل مشاهده میکنید قطر هسته این کابلها مهم است و بر اساس استاندارد اگر قطر آن بین 50-125 میکرون باشد کابل ما multimode است ، اما اگر بین 50-8 میکرون باشد single mode است. در 50 میکرون هر دو نوع می تواند باشد. این کابلها دارای روکش سمی میباشند تا از خوردنشان توسط حیوانات موزی جلوگیری شود. باید دقت شود در صورت شکستگی سر کابل به هیچ عنوان آنرا لمس نکنید، زیرا اگر هسته آن در دست شما بشکند به سرعت وارد خون شده و به هیچ عنوان پیدا نمیشود و باعث مرگ می شود. در صورت قطع شدن آن از دستگاهی به نام فیوژن استفاده میکنند که هسته ها را به هم جوش می دهد.
فیبر نوری به دلیل استفاده از led ,laser برای انتقال هیچگونه نویزی برایش وجود ندارد. single mode: این نوع کابل از لیزر برای ارسال استفاده میکند و مسافت بیشتری را نسبت به نوع multimode می تواند ساپورت کند. در این نوع نیاز است تا از یک رشته برای ارسال و رشته دیگر برای دریافت استفاده شود(زوج کابل نیاز است). این لیزر ارسالی فقط روی یک فرکانس ارسال می شود.
multimode:در این نوع از LED برای انتقال استفاده می شود و مسافت کمتری را ساپورت میکند.چون LED است از چند فرکانس متفاوت و رنگهای مختلف برای ارسال استفاده میشود . 1 کابل برای انتقال این نوع کافیست.
از کانکتور های FC, SC, ST, LC, MTRJ برای اتصالات استفاده میشود. بستگی به نوع اتصال دارد.
ST connector for multimode
اتصالاتی که به صورت تکی هستند multimode و جفت ها single mode هستند.
این کابلهای فیبر بین 2 تا 80 core دارند.
تا اینجا برای بحث فیبر کافیه فکر میکنم.
نوع مطلب :شبكه و بحثهای مرتبط
درباره وبلاگ:![]() آرشیو:طبقه بندی:آخرین پستها:پیوندها:پیوندهای روزانه:صفحات جانبی:نویسندگان:ابر برچسبها:آمار وبلاگ:The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
|