تبلیغات
قطره (ای از زندگی یک درگیر باكامپیوتر) - مطالب تیر 1389
 
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری ،همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای بالا برود.
با رفرش صفحه اهنگ عوض می گردد

تئوری روابط انسانی ق 2

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
پنجشنبه 31 تیر 1389-08:19 ق.ظ

گفتم كه دلایلی برای ارتباط انسانها وجود دارد.و كسی هم استقبال نكردو نگفت چه دلایلی.
  ادامه می دم.
رابطه باید حتما دوطرفه باشد و دوطرف هركدوم باید دلیلی داشته باشندو رابطه یكطرفه محكوم به مرگ است.ولی دلایل دوطرف می تواند شدت  وضعف داشته باشد و معمولا رابطه در نهایت به مقدار مینیم دلیل دو طرف كاهش می یابد.
البته بعضی رابطه ها بیشتر به صورت استثمار و بردگی است مثلا یكی دیگری را بزور مجبور به رابطه می كند.كه فكر
می كنم بالاخره دیگری روزی قیام می كند و رابطه تمام می شود.

بنظرم یكی از مهمترین دلایل نیاز است.نیازهای مشترك.اصولا وقتی دو تا ادم بهم نیاز داشته باشند خیلی راحت باهم رفیق می شند و می گردند.البته این نیاز می تواند انواع مختلفی داشته باشد.مثلا یكی به پول ان یكی نیاز دارد اون یكی به كار و تخصص دیگری.یا حالتهای دیگه. نیاز جنسی هم كه دیگه تابلوست. مسئله مهم اینه كه بدونید وقتی نیاز یا دلیل از بین رفت رابطه هم خود بخود از بین می رود.مثلا به علت  فرار از تنهایی دقت كنید.مثلا فرض كنید شما در یك صف نانوایی ایستاده اید.ممكن است با نفر جلویی كلی گرم بگیرید و رفیق شوید چون جفتتان می خواهید از تنهایی رها شوید.البته می توان این را در همان تئوری نیاز توجیهش كرد.
دوست داشتن هم یكی از دلایل است.گاهی دونفر همدیگر را دوست دارند كه خود دلیل خوبی است.
نكته دیگر در روابط مقدار گذشت طرفین یا مقدارتحمل است.مثلا فرض كنید كه آقای A   به دلیل استفاده از تخصص آقای B و B بخاطر پول A  با او دوست است.فرض كنید پول A تموم شده است.B می تواند گذشت كند و به این رابطه ادامه دهد حداقل برای یك مدتی و یا می تواند سریع رابطه رو قطع كند.همچنین باید توجه كرد كه دلایل روابط گاهی تغییر می كند.مثلا شما برای كار با یكی رفیق می شید بعد به او علاقه مند می شوید و یا بلعكس.
گاهی یكی از دوطرف دلیلی برای رابطه ندارد ولی تو رودربایسی دیگری مونده است.شایدم تو رودربایسی وجدان خودش.
نكته ای كه دوست دارم بهش اشاره كنم این است كه وقتی علت اصلی یك رابطه از بین رفت اون رابطه محكوم به مرگ است و تلاش برای حفظ آن اشتباه است.
پی نوشت :شاید ادامه داشته باشد.دوست داشتم ویرایش كنم و مرتب بنویسم ولی نشد



فیلم كیفر

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
چهارشنبه 30 تیر 1389-09:06 ق.ظ

سلام

دیشب رفتیم سینماوجای شما خالی.برای دیدن فیلم كیفر.داستان فیلم را در زیر می نویسم.


ادامه مطلب

تئوری روابط انسانی

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
چهارشنبه 30 تیر 1389-08:21 ق.ظ

قانونی وجود دارد به نام علیت كه حرف اصلیش اینه كه هر پدیده یك علتی دارد.بنظرم همین قانون در روابط انسانی نیز حاكم است.یعنی اگر دونفر بهم ابراز دوستی می كنند یعنی باهم خوبند یك علتی دارد و اگر دونفر با هم بدند باز یك علتی دارد.این یعنی قانون علیت.دیده ام كه بعضی فكر می كنند دونفر بی دلیل ممكنه از هم خوششون بیاد.كه بنظر غیر علمی است.
خوب پس نتیجه می گیریم اگر دلیل رابطه دونفر از بین برود قاعدتا دوستی ورابطه شون هم از هم خواهد پاشید مگر اینكه علت و دلیل جدیدی ایجاد شده باشد كه بخاطر ان كنار هم باشند.همین طور در مورد دشمنی .همچنین ممكن است دونفر باهم دشمن باشند ولی علتی بعدا باشد كه اینهمه باهم دوست شوند وبلعكس.
حالا به نظر شما چه دلایلی می تواند علت دوستی دونفر باشد.منتظر نظراتتون هستم.
پی نوشت:ادامه دارد


با چه كسی باید ازدواج كرد؟

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
سه شنبه 29 تیر 1389-08:20 ق.ظ

ایا فقط خوب بودن كافی است؟آیا همینكه پسره سیگار نكشه،كار و درامد خوب داشته باشه،قیافه معمولی و هیكل بی عیبی داشته باشه كافیه؟

آیا همینكه به اندازه كافی مذهبی باشه و یا از نظر سیاسی شبیه ما باشه كافیه؟

بنظرم همه موارد بالا لازم است ولی كافی نیست.

چیزی كه بنظرم برای یك زندگی مشترك خیلی لازم است اشتراكات رفتاری و علایق مشترك است.

چیزی كه موجب می شود بتوانیم كنار هم راحت زندگی كنیم فرهنگهای یكسان زندگی و نگرشهای شبیه به هم به اصوول زندگی می یاشد.

یكی از چیزهای خیلی مهم داشتن ارزوها و علایق مشترك است .مثالی می زنم:مثلا شما دوست دارید كه زندگی پر از هیجان داشته باشید و همسرتان یك زندگی ارام را دوست دارد و یا بلعكس.

ایا می توانید با همزندگی كنید؟فقط به یه شرط و اون اینكه یكی تحمل كنه ولی روزی ممكنه كسی نباشه برای تحمل. مثلا من دوست دارم مرغ تو خونه نگه دارم و زنم بشدت می ترسه.و تا اخر عمر ... .

مسئله بعد لذتهای مشتركه.

شما دوست دارید فیلم ببیند درحالیكه همسرتون علاقمند به كوه نوردیاست

وقتی دارید فیلم می بینید اون داره تحمل می كنه و وقتی می رید كوه شما

در هر صورت پایه های خوبی برای هم نیستید

و نكات ریز مانند اینها كه گفتم زیاده.

پس دقت كنید

پی نوشت:عجله ای نوشتم.ویرایش نشد



وزن عشق

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
دوشنبه 28 تیر 1389-08:17 ق.ظ


دامپزشك یكی از گاوداری های بزرگ امریكا بنام س.دینامیك ازمایشات جالبی در مورد عشق در گاوها كرده است كه نتایج ان در نشریه معتبر زیرووان منتشر شده است.
س.دینامیك در بررسی رفتار گوساله های نر متوجه شد كه بعشی از انها فقط با یك گوساله ماده می گردند و علف می خورند و سكس می كنند در حالیكه بعضی دیگر فرقی برایشان نمی كند و هرگوساله ماده ای كه گیرشان بیاد رحم نمی كنند.س دینامیك به گروه اول نام عاشقان را داد و گروه دوم را هرزه ها یا بولهوسان نامید.
در بررسی قلب یا همان دل این دوگروه متوجه شد كه در حالتی كه وزن ،سن،قد ودیگر مولفه های گوساله های نر یكسان باشد گروه عاشقان دارای دلی بمراتب سنگین تر از گروه هرزه ها می باشند.چیزی بین 300 تا 1000 گرم.كه به ان وزن عشق نامید.یعنی گروه عاشقان چون در دلشان عشق داشتند دل سنگین تری داشتند و این به تجربه در تمام نمونه ها ثابت شد.
سپس س .دینامیك ازمایش دیگری انجام داد و گوساله های عاشق را در زمان عشق بازی جدا كرد و با حصاری انها محدود كرد تا نتوانند به گوساله های ماده دسترسی داشته باشند.رفتارهای جالبی از گوساله های ماده نیز دیده می شد به طوریكه عموما به پشت حصار ها و قسمت محصور شده می امدند و با گوساله های نر با دیدگان عشق بار ملاقات كرده و یونجه می خوردند.
پس از سر بریدن این گوساله های نر عاشق مشخص شد كه باز دل انها بین 200 تا 500 گرم از عاشقان دیگر و بین 500 تا یك و نیم كیلو از گروه هرزگان سنگین تر بود كه س دینامیك نام ان را سوز عشق گذاشت.
نكته جالب توجه اینكه س دینامیك مدتی كوتاه پس از انتشار مقاله خود در مزرعه درحال جداسازی گوساله های عاشق دیگر بود كه ناگهان دچار صاعقه وحشتناكی شد و در دم جان سپرد.
با توجه به اینكه در ان روز هوا صاف بود و در اسمان ابری نبود كارشناسان معتقدند كه ان صاعقه اه دل گوساله های عاشقی بود كه در حصار مانده بودند و از خدا درخواست مرگ س دینامیك را كرده بودند كه دعایشان مستجاب شد.
پی نوشت 1:دینامیك یعنی متحرك
پی نوشت دو:زیرو وان یعنی صفر و یك

طنز تلخ

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
یکشنبه 27 تیر 1389-08:01 ق.ظ

شعر زیر دارای سیاه نمایی است ولی جهت اوردن لبخند بر روی لب شما تقدیم می گردد

اهل دانشگاهم

 

 رشته ام علافی‌ست

جیب‌هایم خالی ست

 پدری دارم حسرتش یک شب خواب!

 

دوستانی همه از دم ناباب

 و خدایی که مرا کرده جواب.

 اهل دانشگاهم قبله‌ام استاد است

جانمازم نمره!

خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست

 من نمی‌دانم که چرا می‌گویند

 مرد تاجر خوب است!؟

 و مهندس بی‌کار

وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!

 (چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید)

 باید از آدم دانا ترسید!

باید از قیمت دانش نالید!

وبه آنها فهماند

 که من اینجا فهم را فهمیدم

"من به گور پدر علم و هنر خندیدم"

حقیقتی کوچک

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
شنبه 26 تیر 1389-08:52 ق.ظ


 
حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را صد در صد بسازند !! ...
اگر
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
برابر باشد با
1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, 10, 11, 12, 13, 14, 15, 16, 17, 18, 19, 20, 21, 22, 23, 24, 25,26

آیا برای خوشبختی و موفقییت تنها تلاش سخت كافیست؟
تلاش سخت = (Hard work)
H+A+R+D+W+O+ R+K
8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%

آیا دانش صد در صد ما را به موفقییت می رساند؟
دانش = (Knowledge)
K+N+O+W+L+E+ D+G+E
11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%

عشق چگونه؟
عشق = (Love)
L+O+V+E
12+15+22+5=54%

خیلی از ما فکر می کردیم اینها مهمترین باشند مگه نه؟
پس چه چیز 100% را می سازد؟؟؟
پول = (Money)
M+O+N+E+Y
13+15+14+5+25= 72%

رهبری = (Leadership)
L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P
12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%

اینها كافی نیستند پس برای رسیدن به اوج چه باید كرد؟
نگرش = (Attitude)
1+20+20+9+20+ 21+4+5=100%

آری اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم زندگی 100% خواهد شد
نگرش همه چیز را عوض می کند، نگاهت را تغییربده چشمهایت را دوباره بشوی همه چیز عوض می شود
 



نیوتن اشتباه کرد! / جاذبه توهم است

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
شنبه 26 تیر 1389-08:03 ق.ظ

باور كردن عنوان بالا كمی سخت است و باید فیزیكدانها نظر بدهند ولی به  ادرس زیر یا به ادامه مطلب مراجعه كنید:
منبع

ادامه مطلب

خلق دنیا ق2

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
جمعه 25 تیر 1389-08:14 ق.ظ


دیشب جاتون خالی رفتیم به رنگ ارغوان.منكه خیلی خوشم امد.فیلم خیلی قشنگی بود.واقعا زیبا بود.اگر چه در صحنه اخرش یكی دوتا سوال برام باقی ماند.ولی خیلی وقت بود اینقدر لذت نبرده بودم.اخرین فیلم قشنگی كه دیده بودم كتاب قانون بود.بگذریم.

و ادامه داستان :به انجا رسیدیم كه دیدیم انسانها نمی توانستند خوب زندگی كنند.چون نیاز به یك هدف غیر از منفعت صرف داشتند.پس دین خلق شد.

موجوداتی را در نظر گرفتند و به او گفتند كه چه بگوید.و انها شدند پیامبران ان دنیا.هرازگاهی دستوراتی را برای انها  اپلود می كردند و آنها بصورت ناخواسته  دانلود می كرد و به اصطلاح بهشان وحی می شد. راههای درست زندگی در ان جامعه را به بقیه می گرفت.راههای كه اگر برنامه نویسان نمی گفتند.انسانهای  انجا نمی فهمیدند.
به انسانهای انجا ها گفته شد كه شما خدایی دارید و اگر از دستورات او كه بنفع شما ست استفاده نكنید بعد از اینكه مردید به جهنم می روید و در وصف جهنم هم برایشان  كلی صحبت شد .
برنامه نویسان برای اینكه به انسانها  بفهمانند كه پیامبرشان واقعی است گاهی با دستكاری كدها كارهای عجیب و غریبی می‌كردند.و همچنین  به فرستاده شان گفته بودند كه به بقیه انسانها ها بگو كه خدا هر كاری بخواهد می كند.وبرنامه نویسان شده بودندخدای ان عالم و ...  .
انسانهایی  كه قبول نمی كردند ناگهان عذاب می شدند.یعنی با اجرای یك اسكریپت بلایی سر منطقه زندگیشان می امد كه همشان نابود شودندو روز از نو و روزی از نو .

داستان تموم شد.بقیه اش بعهده تخیل خودتون.



خلق دنیا ق 1

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
پنجشنبه 24 تیر 1389-08:24 ق.ظ


تیم برنامه نویسی سعید تصمیم گرفت  برنامه فوتبال نوشته شده توسط تیم را كه قبلا فروخته شده بود را توسعه دهد .ایده این كار متعلق به برنامه نویسی بود بنام میثم كه تازگی به تیم پیوسته بود و متخصص هوش مصنوعی بود.میپم استاد دانشگاه بودو برای پروژه دكتری دانشجویان  خود از انها خواست رو شبیه سازی زندگی انسانی توسط كامپیوتر كار كنند.او می خواست برنامه قوی بنویسد كه در ان  یك جامعه با افراد ان شبیه سازی شود و زندگی در ان جاری شود.
بهمین خاطر حدود بیست دانشجوی دكترا و فوق لیسانس و برنامه نویسان وكد نویسان خبره دیگر به كار گرفته شد.

ابتدا زمین فوتبال تعمیم داده شد و بزرگ شد.به شكل یك كره.قوانینی نیز برای ان در نظر گرفته شد.مثل جاذبه و اصطكاك.
سپس موجوداتی نیز كه دارای  نهایت هوش مصنوعی ابداع شده تا ان زمان بود تولید شدند و پراكنده گشتند.
قوانین بسیار ساده بود.همه چیز به سمت زمین كشیده می شد.در زمان برخورد دوچیز نیروها بر اجسام تاثیر می گذاشتند و با توجه به تعریف اجسام و قوانینی كه برای انها تاثیر می گذاشت تاثیر می گذاشت.كد نویسان و دانشجویان روزبروز قوانین موجود بر دنیا را كامل می كردند.ولی هنوز كار زیادی در پیش بود.
و امروز 10 سال از ان زمان می گذرد.قوانین زیادی بر دنیا ایجاد شده.هوش مصنوعی موجودات نیز افزایش یافته است.البته هنوز قوانین خیلی كم هستند و ساده.ولی مشكل بزرگی وجود دارد و آن دلیل و سمت و وسی كلی زندگی موجودات باهوش است.پرفسور میثم االن بازنشسته شدهد است ویك دپارتمان بزرگ برای این برنامه ایجاد شدهاست.حدود 50 سرور قدرمتند بصورت كلاستر دارند انرا اجرا می كنند.
مهمترین چیزی كه برنامه نویسان با ان درگیر بودند مسئله هدف انسانها است.
به محض اینكه ر اصل اول و یا از اهداف اصلی  زندگی موجودات انجا را منفعت ،سود و یا حفظ بقا می گذارند.سریعا انها همدیگر را از بین می بردند.بعلاوه اسیب شدید به محیط زیست خود.یكی از روشهای كه بكار رفت برای جبران ان افزایش پارامتر دور اندیش بود كه انهم درست نبود.چون باید خودشان به ان می رسیدند.
یه مشكل دیگر یافتن سخت افزاری بود كه از پس این برنامه قوی بر بیاید.
چندین بار حیات كاملا از بین رفت.
یك راه دیگر طراحی دین برای موجودات بود.

ادامه دارد.


 پی نوشت: این داستان را خیلی وقت پیش نوشتم.ولی دیگر انگیزه ام برای ویرایشش از بین رفت.می گذارم اینجا هركی خواست ویرایشش كند.



معیار های سنجش ق2

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
سه شنبه 22 تیر 1389-08:22 ق.ظ


روش دیگری كه برای سنجش وجود دارد و ما انرا معمولا در مورد خودمان استفاده می كنیم و یا نزدیكانمان

روش بررسی پیشرفت است

در این روش پیشرفت هر كسی را نسبت به دیروز یا یك ماه پیش ویا یك مدت معین قبل تر نسبت به دیگران می سنجیم.در روش كاملتر شرایط را هم مدنظر قرار می دهیم.مثلا می گوییم با اینكه اینهمه كارداشتم و فلان و فلان هم پیش امد با اینهمه یك ساعت درس خوندم و معتقدید این ارزش مند تر است از پنج ساعت درسی كه پسرخالتان خوانده است.چون او بیكار وبی عار در خانه بوده و كاری نداشته.

ویا مثلا غذایی كه شما در فلان روز پختید خیلی هم خوب بود چون چهل تا مهمان داشتید و هیشكی كمكتان نكرد و .... .

شاید روشهای دیگری نیز برای سنجش باشد.مثلا روش حد نصاب.

در این روش مهم نیست كه شما فقط باید به یك حد نصابی برسید.مثلا هركسی كه لیسانس داشته باشد می تواند برای فلان شغل كاندیدا شود و دیگر نام دانشگاه و معدل و غیره مهم نباشد ولی نمیخخواهم بهشان بپردازم

نتیجه گیری :معتقدم همانطور كه شما هم معتقدید روش سنجش خدا روش دوم است كه اگر درست و توسط علم مطلق( خدا ) مورد استفاده قرار گیرد بسیار عادلانه است.

و اصلا برای خدا مهم نیست شما كجایید و در چه حالی هستید( بی پول،ضعیف ،بی سواد و ...) بلكه مهم این است كه در اون شرایط و با توجه به امكانات و داشته هایتان چه بكنید.

به اصطلاح خدا كاری با نداشته هایتان نداردو در مورد انها حسابی ازشما نمی گیرد.چیزی كه مهم است نحوه استفاده شما از داشته هایتان است.

موفق باشید



معیارهای سنجش افراد

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
دوشنبه 21 تیر 1389-08:16 ق.ظ

معتقدم دو روش سنجش معقول وجود دارد و مورد استفاده قرار می گیرد:

یكی سنجش با دیگران و انتخاب بهترین.مثلا:

پولدارترین ادم دنیا؟

سنگین ترین ادم دنیا و چیزهایی از این قبیل

و یا مثل كنكور و مسابقات عرف و یاالمپیك

هر كی تونست نفر اول بشه و یا ركورد بهتری داشت

در این روش كسی كاری نداره كه افراد شركت كننده دارای چه شرایطی بودند.مثلا فرض كنید یك نفر از باباش و مامانش می میرند و از هركدام 100 میلیارد تومان بهش ارث می رسه و این میشه پولدارترین ادم دنیا بدون هیچ زحمتی و ممكن هم هست خیلی زود همش را به فنا بده.

و یا كسی كاری نداره كه اقا نفر اول كنكور مثلا باباش استاد دانشگاه بوده و اون در بهترین مدارس و آموزشگاهها درس خونده و بهترین شرایط و اساتید رو داشته.مهم اینه كه اول شده و تستها رو بهتر زده.حالا حتی اگه یك كارگر نانوایی یه دونه تست كمتر زده باشه كسی به شراط زندگیش كار ی نداره و اون دوم است واین اول.

و یا در شمایل دیگر.

در این روش سنجش عدالت اصلا رعایت نمیشود و فقط نتیجه و قابلیتهای شخص مورد نظر است و این عرف و معمول ترین روش استفاده ما انسانها است.ما معمولا بهترینها با توجه به شرایطمان می‌خواهیم.و اصلابرایمان بقیه چیزها مهم نیست.

فكر میكنم موضوع واضحی است و لازم نیست بیش از این در موردش توضیح بدم.بقیه اش پست فردا



کلاس آموزش روبوکاپ

نوشته شده توسط :علی سوهانی
یکشنبه 20 تیر 1389-06:40 ب.ظ

یكی از بچه های دانشگاه با چنتا از دوستاش میخواستن كلاس روبوكاپ برگزار كنن به من هم گفتن تو  وبلاگتون اعلام كن اگه كسی خواست شركت كنه .متن نامه ای كه ایشون برای بنده میل كردن تو ادامه مطلب اومده .


ادامه مطلب

تناقض در ازدواج

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
یکشنبه 20 تیر 1389-08:16 ق.ظ

مدتی پیش دوستی ازم پرسید كه نظرت در مورد خانه عفاف چیه.گفتم چیز خوبیه.

گفت بنظرت موجب كاهش ازدواج نمیشه؟گفتم:اسلام گفته بهترین راه حل برای مسئله جنسی ازدواج است در حالیكه ازدواجی كه فقط برای ارضای مسئله جنسی باشد و در ان به زن به عنوان وسیله ای برای ارضا نگاه شود محكوم به شكست است.

نتیجه گیری:یا نگاه اسلام به ازدواج و منظور او از ازدواج با انچه ما می گوییم فرق دارد و یا من یه دچار یك تناقضم.یكی بیاد كمك.



خانمها فرشته اند

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
شنبه 19 تیر 1389-08:00 ق.ظ

می دونستید شما ها فرشته اید؟

من بعد از ازدواج خیلی زود فهمیدم كه خانمها فرشته اند.البته فرشته عزرائیل

چرا؟

چون عزرائیل فرشته است با دو چهره یعنی دورو.( بلانسبت دوستان نزدیك و دور)

برای بندگان خوب با چهره ای زیبا و فریینده ظاهر می شود( یعنی هركی خوب بندگی شما زنها رو بكنه و هی بگه چاكرم و مخلصم و دستوراتتان را اطاعت كند محبوب شماست و شما هم همش بهش مهربونی میكنید)

از طرفی عزرائیل بر بندگان بد و حرف گوش نكنو پررو با بدترین و وحتناكترین چهره ظاهر می شود( لازم است توضیح بدم؟دیگه خودتون متخصص هستید)

پی نوشت: بنده ترجیح می دم جهنمی باشم.
پی نوشت بعدی:از شوخی كه بگذریم وقتی خوب نگاه می كنیم می بینیم كه همه ما انسانها در اصل رفتارمان شبیه فرشته عزرائیل است.یعنی با دوستانمان ویا موافقانمان خوب رفتار می كنیم و لی با مخالفانمان و یا كسانیكه به نوعی منافعشان با ما مشترك است ولی می خواهند به نحوه دیگری استفاده كنند خیلی بد و البته اینجا ایه شریفه رخما بینهم و اشد علی الكفار هم وجود دارد.ولی یادمان باشد در طبقه بندی اطرافیان ما پنج دسته داریم:

1- رفیق

2- شریك

3- رقیب

4- حریف

5- دشمن

ولی متاسفانه خیلی از ماها مثلا در خیابان با كسی كه راه ما را می گیرد(به نوعی شریك و یا رقیب) به مثابه دشمن برخورد میكنیم.و اینخوب نیست.

نتیجه گیری اخلاقی:ما انسان هستیم و از درجه مما از فرشته بالا تر است پس بیایید تمرین كنیم با سه دسته میانی دسته بندی فوق درست و خوب و انسانی برخورد كنیم جداو بی توجه به  نحوه رفتار و گفتارشان.

 





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox