تبلیغات
قطره (ای از زندگی یک درگیر باكامپیوتر) - مطالب مرداد 1390
 
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری ،همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای بالا برود.
با رفرش صفحه اهنگ عوض می گردد

خلاصه ای از کتاب جامعه شناسی خودمانی

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
پنجشنبه 27 مرداد 1390-06:29 ب.ظ


دو سه روز است که پی دی اف کتابی بنام جامعه شناسی خودمانی به دستم رسید و نشستم خوندمش.کتاب جالبی بود.
در این کتاب نویسنده سعی می کند وضع موجود اخلاقی جامعه را نقد کند.نویسنده بدون اینکه ادعایی داشته باشد و یا بخواهد کسی را محکوم کند سعی می کند شرح حال مریض (جامعه امروزی ) را بیان کند تا طبیبان ( روشنفکران و اندیشمندان ) راهی برای درمان ان بیابند.
نویسنده معتقد است مقصرمقدار زیادی از مشکلات کنونی جامعه ما نه غرب است و نه شرق بلکه فرهنگ و اخلاق و خصوصیت های خودمان است.خصوصیتهایی که در ما نهادینه شده.( چرا نهادینه شده را و از کجا امده را کاری ندارد و به ان نمی پردازد).
کتاب ،کتاب خوب و کوچکی است که ارزش حداقل یکبار خواندن را دارد.سرفصل مشکلات عبارت است از:
1-    با تاریخ بیگانه ایم
یعنی با تاریخ اشنا نیستیم.باید بدانیم همیشه بدتر از این هم می شود.باید از اشتباهات گذشته گان درس بگیریم.و بفهمین زور بدون عقل و مدیریت به درد نمی خورد و نباید برای چیزهای بی ارزش کشور را به فنا داد
2-    حقیقت گریزی و پنهان کاری ما
علاقه ای به پذیرش حقیقت نداریم.می خواهیم با گفتن انشالله همه چی درست شه.و مشکلات رو پنهان می کنیم
3-    ظاهرسازی
سعی می کنیم ظاهر را حفظ کنیم حتی با سیلی.سعی می کنیم جلوی مهمان بسیار متفاوت باشیم تا در نهان خودمان.با سوبسید سعی می کنیم که ظاهر را حفظ کنیم.درحالیکه کمر حکومت دارد می شکند( این کتاب مال سال 79 است)
4-    قهرمان پروری و استبداد زدگی
زور را پذیرفته ایم.وقبول کرده ایم که بالا دستی به ما زور بگوید.
5-    خود محوری و برتری جویی
همه دنیا را باخودمان اندازه گیری می کنیم.همه جا می خواهیم محور ما باشیم.و سعی می کنیم در همه چی دخالت کنیم
6-    بی برنامگی
اکثرا برنامه نداریم و اگه داریم نهایت برای  یک روز است.برای اینده نداریم و با تغییر یه نفر همه برنامه ها تغییر می کنه.اول کاری رو انجام می دیم بعدا عاقبت کار معلوم میشه.همچنین بدلیل بی برنامه گی کلی سازمان موازی داریم
7-    ریاکاری و فرصت طلبی
دروغ می گوییم.ریاکاری می کنیم.اسامی حاکمان رو سریع می گذاریم روی بچه ها و مغازه ها.کلا سریع رنگ عوض می کنیم
8-    احساساتی بودن و شعار زدگی
رفتارهای احساسی زیادی داریم.یه روز می خواهیم زندان را جمع کنیم.بعد زندان رو پر می کنیم.شعار خودکفایی می دیم و بعد؟
9-    ایرانیان و توهم دائمی توطئه
هر بلایی که سر مان می اد را به خارجی ها متصل می کنیم و همیشه یه دمشن خارجی می تراشیم که مقصراوست و ما خوبیم
10-    مسئولیت نپذیری ما
مسئولیت اشتباهاتمون رو قبول نمی کنیم.نه مسئولین مون قبول می کنند و نه خودمون در زندگی شخصی.
11-    قانون گریزی و میل به تجاوز
علاقه ای به اجرای قانون نداریم و دوست داریم یه جوری از زسرش در بریم.جمله معرویف یه کاریش بکن یعنی یه جوری قانون رو بپیچون.
12-    توقع و نارضایی دائمی
از خودمان،جامعه و دوستان ، دولت ،زمین و زمان توقع داریم.
13-    حسادت و حسد ورزی
به یکدیگر حسادت می ورزیم و چشم نداریم کسی را بالاتر از خودمان ببینیم.
14-    صداقت ما
حدودا صداقتی وجود ندارد.به قول یک مورخ خارجی دروغ چنان رشد کرده که اگر یک نفر در ایران صداقت خرج کند توقع پاداش دارند.
15-    همه چیز دانی
همه چیز را می دانیم.هر سوالی که از ما می شود به ان پاسخ می دهیم و کمتر جمله نمی دانم را از کسی می شنویم.
16-    و نمونه هایی دیگر از خلقیات ما
17-    به خصوصیاتی دیگری اشاره می کند.
18-    و اما سخن اخر
این فرهنگ ماست.زمانیکه در کوچه و بازار هستیم و یک فرد عادی هستیم دارای این فرهنگ هستیم وقتی وزیر و کیل  هم بشویم هم فرهنگمان همین است و بهمین صورت عمل می کنیم.
توصیه می کنم کتاب را بخونید.



تعیین تکلیف این وبلاگ

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
پنجشنبه 27 مرداد 1390-02:14 ب.ظ

تا چتد روز دیگه ممکنه سرنوشت این وبلاگ عوض شه.
فعلا باید صبر کرد


بدون شرح

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
چهارشنبه 26 مرداد 1390-12:13 ب.ظ


یك خانم و یك آقا كه سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند، بعد از حركت قطارمتوجه شدند كه در این كوپه درجه یك كه تختخواب دار هم میباشد ، با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد كوپه نخواهد شد.
ساعتها سفر در سكوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتنی بافتن بود.
شب كه وقت خواب رسید خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال كردند. اما مدتی نگذشته بود كه خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید! میشه یه لطفی در حق من بفرمایید؟
- خواهش میكنم!
- 
من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یك پتوی اضافی بگیرید؟
مرد جواب داد: من یه پیشنهاد دارم!
زن : چه پیشنهادی؟
مرد: فقط برای همین امشب، تصور كنیم كه زن و شوهر هستیم.
زن ریزخندی كرد و با شیطنت گفت: چه اشكال داره ، موافقم!
- 
قبول؟
- قبول!
مرد گفت ، خب ، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو، برو از مهموندار پتو بگیر. یه لیوان چائی هم برای من بیار. دیگه هم مزاحم من نشو


تولدت مبارک

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
یکشنبه 23 مرداد 1390-03:13 ب.ظ

امروز روز تولد یکی از دوستان عزیزم است ک متاسفانه دسترسی بهش ندارم.نه می تونم بهش کادو بدم و نه هیچ.

بهمین خاطر امیدوارم به وبم سر بزنه و بفهمه که به یادش هستم.شاید اون باهام تماس بگیره.





تولدت مبارک



شروع کار با ویندوز سون

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
چهارشنبه 19 مرداد 1390-05:32 ب.ظ

ویندوز سون(7) مدتهاست که امده و طبق تمام نظرسنجیها و نظرات کارشناسیاز ویندوز ایکس پی قوی تر است.
منهم مدتها بود که می خواستم سیستم عامل دستگاهم رو عوض کنم و برم روی ویندوز سون که فرصت نشده بود.
از امروز ولی دیگر همتم را جزم کردم و علاوه بر تعویض ویندوزم شروع به مطالعه در این زمینه هم کردم.
شاید به زودی مطالبی اموزشی در مورد ویندوز سون هم برایتان منتشر کنم


نویسنده می پذیریم

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
سه شنبه 18 مرداد 1390-08:43 ق.ظ

كسانیكه كه دوست دارند در این وبلاگ بعنوان نویسنده مطالب خوبشون رو منتشر كنند اعلام نمایند تا برایشان اكانت ساخته شود.


توچرا اینقدر شیرینی؟

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
دوشنبه 17 مرداد 1390-11:28 ق.ظ

راستشو بگم نمی دونم چنتا از خواننده های وبلاگم خانمهای متاهل هستند.ولی از زمانیكه وبلاگ نویس شدم وبعنوان یه مرد متاهل وبلاگ نویسی كردم و تو وبلاگهای زنهای متاهل گشتم زنهای زیادی رو( بیش از تصورم ) دیدم یا شنیدم كه دوست پسر دارند.كاری به مسئله شرعی و عرفی و حتی نظر خودم ندارم.

چیزی كه بهش مطمئنم اینه كه دوست پسر برای یه زن متاهل خیلی شیرین و دلچسب است و معمولا جای خالی تمام ویژگی های نداشته مردشو پر می كنه.

اگه هم اولی پر نكرده سریع ردش كرده رفته و بعد از چنتا عوض كردن بالاخره الان یه دوست پسر خوب داره.با كلی ویژگی مثبت.

تو صفحات روزنامه و سایتها هم بخوانید می بینید كه زنهای زیادی هم هستند( البته نسبت به كل زنان جامعه كم ولی نسبت به توقع ما زیاد) كه شوهرشان را با همدستی همین دوست پسرها از سر راه برداشته اند.

ولی چرا اینگونه است؟یعنی چرا دوست پسر اینقدر خوب است و شوهر اینهمه بد.



بركات ماه رمضان

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
شنبه 15 مرداد 1390-02:49 ب.ظ

 

بركات ماه رمضان

1-     بینی ادم به كار می افتد و در نزدیكی افطار( اینجا نزدیكی به افطار با گرسنگی فرد تعیین می شود)بوی هر نوع خوردنی به شدت و از دور لمس می شود

2-     اصلا تازه ادم می فهمد كه خوردنیها مثل نان و وغیره بو هم داشته اندو چقدر هم خوش بو بوده اند.

3-     نماز صبحها قضا نمی شود كه هیچ.سروقت هم خوانده می شوند.

4-     كلا ادم موقع اذان صبح و مغرب رو دقیق یادشه

5-     بربری داغ كلی خوشمزه می شه.

6-     غلظت زولبیا و بامیه بدن می ره بالا به شدت

7-     با افطاری رفتن و افطاری امدنها كلی صله ارحام انجام می شه

8-     صبحها كارمندها دیر می رند سركار و ظهر هم زود می ان خونه

 

شما نظرتون چیه؟



تفاوت زنان و مردان

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
جمعه 14 مرداد 1390-02:21 ب.ظ

تفاوت مردان و زنان

این مطلب شاید فقط در ایران صدق كند.انهم در شرایط فعلی اگر فردا فرهنگ عوض شد بمن چه؟

 

1-     زنها هیچ وقت جلوی پای یك مرد با ماشین توقف نمی كنند و برای رساندش اصرار نمی كنند

2-     زنها هیچوقت بعنوان مسافر كش مردی سوار نمی كنند بعد ببرنت بهش تجاوز كنند

3-     بعنوان مامور برق هم وارد خونه مردها تنها نمی شوند و بهشان تجاوز نمی كنند(‌ایضا به شكل مامورهای دیگر)

4-     زنها هیچ وقت مردی را نمی دزدند ببرند در گوشه یك باغی بهش تجاوز كنند.

5-     فرض محال اگر یك زنی یه جایی این كار رو هم بكنه عمرا زنگ نزه بقیه دوستاش هم بیان به مرده تجاوز كنند.

6-     زنها هیچ وقت به مردی كه نمی شناسند زنگ نمی زنند و مزاحمش نمی شند.فرض هم بشند اگه مرده بگه خانم مزاحم نشو سریع می رن سراغ شماره بعدی( می دونم كه شنیدن اون جمله از دهن مردها خیلی بعیده مگر اینكه همسرشون كنارشون باشه.ولی در هر صورت ممكنه)

7-     زنها هیچ وقت در اتاق پرو اقایون دوربین مخفی نصب نمی كنند.

8-     زنها ایضا اینكار رو در مورد رختكن مردها و یا استخر انها انجام نمی دند.

9-     زنها هیچ وقت سعی نمی كنند  با بدست اوردن عكسهای خصوصی مردها از اون برای اخاذی یا سواستفاده استفاده كنند.

10- زنها هیچوقت  با یك دست لباس در چند مهمانی پشت سرهم شركت كنند

11- زنها هیچ وقت تعداد كفشهایشان از چهاربرایر تعداد كفش همسرشان كمتر نخواهد شد.( البته شاید عدد ده برابر صحیح تر باشد)

12- زنها هیچ وقت نمی تواند با چند جمله ساده از یك تماس تلفنی به نتیجه لازم برسند و انرا تمام كنند.باید  شارژ تمام شود یا غذا یا گوشی نیم سوز شود.حالتهای استثنا فقط در مواقعی كه پشت خط یك مرد یا نوعی دشمن( خواهر شوهر،مادر شوهر یا امثالهم ) باشد رخ می دهد.

13- زنها اول می گن مهر رو كی داده كی گرفته.مهر فقط نشان علاقه است.بعد نصف ظرفیت زندانها رو با مردان خری كه این حرف رو باوركردند پر می كنند.

14- هیچ مردی بعد از اینكه یه مدت با یه دختری دوست بود و باهم روابط داشتند بعد از اینكه از طرف دختره ترك شد نمی ره شكایت كنه كه دختره منو مورد سواستفاده جنسی قرارداد.

فعلا همینها بیشتر به ذهنم نرسید.اگه به ذهن شما هم چیزی می رسه بگید ممنون می شم



ورود شما به مهمانی خدا گرامی باد

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
چهارشنبه 12 مرداد 1390-04:38 ب.ظ

پارسال این موقع به این فكر می كردم كه چرا خدا اینطوری مهمونی میده.ما وقتی مهمونی می دیم معمولا به مهمونهامون بهترین غذا ها رو می دیم.و بهشون خیلی می رسیم.ولی در مهمانی خدا باید گرسنه باشیم.ومن این تفاوت رو درك نمی كردم.گفتم نكنه اگه قرار خدایی بشیم پس باید ماهم به مهمونهامون گرسنگی بدم؟

امسال  روحانی  امده بود در اداره و به مناسبت ماه رمضان صحبت می كرد و داشت از فضیلتها و از اینكه خدا در ماه مهمانی خودش به مهمانها چه می دهد صحبت می كرد .به این نتیجه رسیدم كه اولا ما در كل سال در سر سفره خدا نشسته ایم و هرچه می خوریم لطف و نعمت اوست.دوما اینكه خدا گفته این ماه من است یعنی در این ماه به كسانیكه به مهمانی امده باشند حالهای اساسی می دهد:



أَنْفَاسُكُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُكُمْ فِیهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُكُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ   در این ماه نفسهایتان تسبیح الهى محسوب مى‏شود، و خواب و آسایشتان عبادت و پرستش پروردگار بحساب مى‏آید، در این ماه كردارتان در دربار كبریائى پروردگار پذیرفته است و دعاهایتان مورد استجابت واقع مى‏شود


و اینجاست كه معنی مهمانی خدا معلوم می شود.یعنی خدا حتی به خواب ما هم ثواب می دهد.فقط دقیقا نمی دونم این روزه گرفتن و گرسنه بودن چه فایده ای دارد كه خدا اینهمه به خاطرش به ما لطف می كند.البته می دانم اصل گرسنگی نیست بلكه حفظ زبان و چشم و گوش و دل هم باید انجام بپذیرد ولی منكه به شخصه بیشتر گشنگی می كشم تا كارهای دیگه.
راستی نكنه من به مهمانی خدا وارد نشدم؟؟

تاثیر قیافه روی اخلاق

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
شنبه 8 مرداد 1390-05:49 ب.ظ

سوال جدی كه برام پیش امده این است كه ایا قیافه روی رفتار ادمها تاثیر داره؟
ایا رفتار روی قیافه ادمها تاثیر داره؟

چرا ما باتوجه به قیافه ادمها در مورد رفتارشون قضاوت می كنیم و حدس می زنیم؟ و چرا معمولا درست ازاب در می اد؟
اخه قیافه منكه اختیاری نیست.ولی اعتقاد دارم رفتارم اختیاری است.
از طرف دیگه اگه من رفتارم رو عوض كنم و خوب بشم ایا قیافه ام هم عوض شده و قیافه ام خوشگل می شه؟؟

پی نوشت: این ورزها خیلی تنهام و جای یه دوست خوب خیلی خالیه..همه بچه ها فارغ شدند و نیستند.

حس نوشتن از كامپیوتر هم نیست.مطالب رو یا همه میدانند و یا تخصصی است و نوشتنش پیش نیاز می خواد .

از طرفی نگاه می كنم می بینم عمرم می گذرد و هیچ تولیدی ندارم.كلی بابتش غصه می خورم.


خدایا خودت كمك كن.


صبر خدا

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
شنبه 1 مرداد 1390-09:47 ق.ظ

دیشب داشتم فیلم مختار را نگاه می كردم.خیلی قشنگ ساخته .كاری به این ندارم.( اگه می دادیم غربی ها می ساختند از این هم قشنگ تر می شد)

مختار یك شخصیت خوب و با تقوا بوده ولی ظاهرا تا بحال یعنی 1300 سال حتی بین شیعیان هم غریب وبده.چون بعضی ها فكر می كردند ادم بدی بوده و بعضی ها فكر م یكردند ادم خوبی بوده در هر صورت در هاله ای از ابهام بوده.ولی الان به نظرم ادم خوبی بوده و فقط برنده های جنگ سعی كردند تاریخ را تحریف كنند و اورا در تاریخ بد جلوه دهند.
در هر صورت از شخصیت مختار ابهام زدایی شد و حیثیت و شرف و ... به او بازگردانده شد.چرا؟
چون برای خدا كار كرد و بهمین دلیل حتی تا ابد در گمنامی نماند و بالاخره خورشید از پشت ابر بیرون امد.
اما
اما نكته جالب اینجاست كه خدا برای اینكار 1300 سال صبر كرد.البته برای خدا1300 سال یك دم است و برای ما خیلی ولی كلا عجب صبری خدا داره.
این برای خود من كه گاهی می گم خدایا چرا هیچ كاری نمی كنی دست رو دست گذاشتی نكته بود و تذكر.كه یعین خدا كاروشو می كنه فقط گاهی طول می كشه و باید صبر كنی.شاید هزار سال.

یعنی برای بعضی رسیدنها هم باید همین قدر صبر كنم؟؟؟؟

پی نوشت:به شدت از فوت روح الله داداشی ناراحت شدم.حیف اونهمه هیكل و تلاش كه به این راحتی از بین رفت.واقعا متاسف هستم.و بهمهتون تسلیت می گم.




برگشتم

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
شنبه 1 مرداد 1390-08:17 ق.ظ

سلام.بعد از چند عدد سفر برگشتم تا دوباره اساسی در خدمتتون باشم.
فقط باید كمی فكر كنم.




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox