|
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری ،همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای بالا برود.
با رفرش صفحه اهنگ عوض می گردد
تغییر نام دومین در اکتیو دایرکتوری ق 1
سلام در این مقاله می خواهم به نحوه تعویض نام دومین بپردازم.امیدوارم مفید باشد. یکی از کارهایی که گاهی ولی خیلی کم پیش می اید تعویض نام دومین است.برای خود من حداقل دوبار پیش امده است.یک بار در سازمان قبلی که بودم یک نام دومینی از قبل بود که من ازش خوشم نیومد و تصمیم گرفتم عوضش کنم و یکبار هم در این سازمان فعلی به دلیلی بهتر دیدیم که عوض کنیم.اضولا عوض کردن نام یک دومین ممکن است حتی برای بعضی مدیران شبکه غیر ممکن باشد و اصلا از وجود چنین امکانی بی خبر باشند و فکر کنند امکان ندارد.مثلا خودم به دوستانیکه در عسلویه بودند گفتم اینکار امکان دارد و به راحتی می شود ولی دوستان به دلایلی که نمی دانم درگیر این قضیه نشدند بجای تغییرنام یک دومین جدید تاسیس کردند و به نوعی همه یوزرهای قبلی رو دوباره ان ساختند و کامپیوترها را از این دومین خارج و به ان دومین جوین کردند و حدودا فقط مدیران شبکه می دانند این کارها چه کابوسی است و چقدر طول می کشد و به چه نیرویی نیاز است. در سازمان قبلی هم به خاطر اینکه اتصالات معیوب زیادی وجود داشت ( دومین کنترلی که نبود-تراستهای الکی و ...) اینکار را با زحمت انجام دادم ولی یادم است که شد و سازمان دچار هیچ مشکلی نشد و مشکلی بوجود نیامد.بهمین خاطر در ذهنم بود که اسان انجام شد. بهمین خاطر در سازمان جدید هم تصمیم گرفتم اینکار رو بکنم.و دوست دارم تجربیات خود و اتفاقی که افتاد و خواهد افتاد را برایتان بنویسم.شاید این تجربه به درد کسی بخورد و در حل مشکلاتش کمکش کند. در فاز اول و قبل از اینکه مراحل انجام تغییر دومین را انجام بدهم.اول تصمیم گرفتم که اکتیودایرکتوری سازمان را تمیز کنم.قبل از اینکه من بیایم مدیران قبلی شبکه دوتا چایلد(child) دومین ایجاد کرده بودند.که الان هیچکدوم وجود خارجی نداشتند.همچنین دو درخت (tree) نیز به دومین فعلی معتمد (trust) کرده بودند که از دومین کنترلر آن دو هم خبری نبود.پس یک بار دیگه باهم مرور می کنیم ما تعدادی CHILD و تعدادی TREE داشتیم که با انها TRUST داشتیم ولی DOMAIN contoroler یا DC انها وجود نداشت و اصطلاحا خوب Demotion نشده بود . اگر همه اینها که گفتم وجود داشت کار ساده ای داشتیم .حال می رویم سراغ حل این مشکل. برای حل مشکل قبلی رفتم تو گوگل سرچ کردم و به لینکهای زیر رسیدم: http://support.microsoft.com/default.aspx?scid=kb;en-us;216498 http://support.microsoft.com/default.aspx?scid=kb;en-us;887424 http://support.microsoft.com/default.aspx?scid=kb;en-us;230306 خلاصه این لینکها برای من این بود که باید بروم و ازبرنامه ای به نام ntdsutil استفاده کنم.این برنامه همراه با خود ویندوز 2003 بر روی اکتیو نصب شده است. خود با یه سرچ ساده می شود فهمید که این برنامه در ادرس زیر است C:\WINDOWS\SYSTEM32 من از طریق CMD رفتم سراغش و اجراش کردم.پرامپی بصورت NTDSUTIL.exe: نمایان می شود که بازدن یه علامت سوال لیست دستوراتش می اید.البته از دستور help هم می توانید استفاده کنید. دستور Metadata cleanup راتایپ می کنید.پرامپت عوض می شد.( بصورت خلاصه می توانید meta cl تایپ کنید) یادتان باشد همه جا می توانید از علامت سوال استفاده کنید بعد باید با سرور اکتیو خود ارتباط برقرار کنید.برای اینکار از دستور connections استفاده کنید.وسپس از دستور connect to server saeed.test.com استفاده کنید.بجای اسم saeed.test.com اسم سرور اکتیو خودتون رو بگذارید.بعد از اینکه اتصال برقرا شد و اکی شد. با دستور quit یه مرحله به عقب برگردید.و این بار با زدن دستور select operation target باید مشخص کنید می خواهید چه کار کنید.بعد از این دستور با زدن list domain اسامی دومینهای خود را می بینید که قبل از انها یک عدد بعنوان شماره وجود دارد.سپس همانجا از دستور select domain number استفاده کنید که بجای number باید شماره دومین مشکل دار را وارد کنید.در صورتیکه پیغام اروری ندهد می توانید با دستور quit یه مرحله به عقب برگردید و با دستور remove selected domain انرا پاک کنید.البته قبل از پاک شدن یه پیغام ویندوزی برای تایید می اید و با تایید ان دانه دانه دومین های مشکل دار حذف می گردد.من خودم اینکار را چهار بار حداقل انجام دادم بی مشکل .در دفعه پنجم و وقتی می خواستم اخرین child مشکل دار را پاک کنم اروری امدبه شکل زیر : "DsRemoveDsDomainW error 0x2015"(The directory service can perform the requested operation only on a leaf object) یا یه چیزی شبیه به این.دوباره رفتم گوگل و جستجو و متوجه شدم باید در همون برنامه از ابتدا به جای اینکه برم تو metadata cleanup باید برم تو domain management . سپس باید بعد از ایجاد connection با دستور list دوباره NC ها رو مشخص کرد وبا دستور delete nc % که بجای درصد باید مخصات کامل nc را بنویسید( من کپی و پیست کردم). دومینهای مشکل دار را پاک کنم. سپس به راحتی با ورود به بخش دومین و تراستهای ان ( Active Directory and Trust) تراستهای (Trust) بیخود و معیوب را پاک می کنیم. بهمین سادگی. Remove a trust that not exist in active چقدر عاشقم؟دیروز غروب که درتنهایی خویش داشتم فکر می کردم دیدم اوه ه ه ه چقدر عشق دارم 1- عشق به برنامه نویسی 2- عشق به شبکه 3- عشق به هک و امنیت 4- عشق به کارهای هنری چوبی 5- ... ولی هیچ کدوم مثل نرسیدن بهت اذیتم نمی کنه
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
این روزهاسلام این روزها دارم می رم کلاس CCNP-route استاد آقای فایضی تصمیم دارم هرجلسه خلاصه اش رو براتون بنویسم هنوز که نشده. پی نوشت: سه ساعته.ولی به اندازه هزار ساعت داغونم.نمی تونم.بهر از گاهی بطور موقت خوشحالت می کنم. جواب معما معماسلام اگه گفتید این عکس یعنی چی؟فکر می کنید می تونید معادله شو حل کنید؟ ![]()
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
پیش بینی های ایندهاولین چیزی که در اینده قطعا رخ می ده جمع شدن سیمها است.و اینها دستگاهها برای اتصال بهم از سیم استفاده نمی کنند.بلکه اکثر اتصالات وایرلس می شود.حتی فکر می کنم توان را هم براحتی از طریق وایرلس ارسال کنند.مثلا دیگه لازم نباشه فلش خود را به کامپیوتر وصل کنیم.بلکه اگر در فاصله کمی باشد دشتگاه انرا شناخته و اطلاعات را از ان بصورت وایرلس می خواند( بدون اینکه فلش ما منبع برقی داشته باشد)همینطور مانیتور ها ممکن است بصورت وایرلس به کامپیوتر وصل بشوند.و کی برد و موس.البته تفاوتی که با امروزه باد وجود داشته باشد این است که نباید کی برد و موس باطری داشته باشد.بلکه باید توان خود را هم وایرلس دریافت کند. تکنولوژی دیگری که به ذهنم می رسد ردیابی چشم است.مثلا ممکن است ماوس حذف شود و نشانگر به جایی برود که ما نگاه می کنیم.یعنی پوینتر با حرکت چشم ما روی صفحه جابجا شود. شما هم می توانید ایدههای خود را در مورد اینده مطرح کنید
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
پیش بینی ایندهامروز همین طور داشتم تو وب می چرخیدم به پست جالبی خوردم که در ادامه می زارم.ولی اندیشه ای که به ذهنم رسید این بود که اگر می خواهید بدانید ای تی من خوبی هستید یا نه باید بتوانید اینده را در زمینه ای تی پیش بینی کنید. یعنی قبل از یانکه فناوری های ایجاد شود شما جای خالی انها را حس کنید و انهارا حدس بزنید وایده اش را مطرح کنید.درحالت خوب اینده نیز باید از ایده های شما عقب باشد.البته الان که خوب فکر می کنم می بینم که منهم ای تی من خوبی نیستم ![]() ادامه مطلب : آینده برای خودش تا حدی قابل حدس زدن هست و تا حدی مبهم و نامعلوم. در این مطلب نگاهی طنز به رخدادهای کشورهای مختلف دنیا در دنیای IT سال 2015 داشته ایم. آمریکا -گوگل کروم 45 عرضه شد. تغییرات وسیعی در این نسخه از مرورگر کروم اعمال شده است که مهترین آن تغییر ایکون برنامه بوده است! ژاپن سونی اعلام کرد که دیگر هک نخواهد شد و خیال کاربران راحت باشد که چیزی جز سایز لباسهای زیرشان لو نرفته است! کره جنوبی شرکت سامسونگ اعلام کرد که بالاخره رقیب اصلی آیفون که iPhone Killer است را عرضه خواهد کرد شک نکنید! سیستم عامل این گوشی اندروید 5 با نام فالوده بستنی خواهد بود. چین هند ایران کره شمالی منبع:
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
انواع حکومتهای اسلامی ق 2
ایستگاه بعدی حکومت معاویه است.درسته که ما حکومت معاویه روبعنوان یک حکومت فاسد می شناسیم ولی باید یادمان باشد این حکومت در زمان خود بسیار ظاهر اصلاح بوده و مردم فکر میکردند در یک حکومت اسلامی زندگی می کنند و حتی مخالفین به نام دین و خدا و خروج بر خلیفه عادل زمان محکوم ومعدوم می شدند.فقط بر خواص بدیهی و اشکار بوده که این یک حکومت ظلم و جور است.ولی با اینهمه در حکومت معاویه اگه کسی تابلو و در اتظار عمومی مبادرت به اقدامهای غیر اسلامی می کرده باهاش برخورد می شده و حتی خود حاکم نیز حفظ ظاهر می کرده.امام حسین ده سال در این حکومت سکوت می کند .معاویه نیز حفظ ظاهر کرده و اتفاقی نیفتد.این سیاست و حکومت داری اش موجب ایجاد یک حکومت قدرتمند می شود. ایستگاه بعدی و یا انتهای طیف حکومت یزید است.حکومتی که فقط اسمش اسلامی بوده و انواع فسق و فجور در ان علنی انجام می شده و بر همه مشخص بوده که این حکومت اسلامی نیست.دیگر سکوت و بیعت و پذیرش این حکومت جایز نبوده و هیچ گونه توجیهی نداشته و بهمین دلیل امام حسین تمام قد جلوی این حکومت می ایستد.همان امام حسینی که ده سال حکومت معاویه را تحمل می کند.این حکومت مظهر فساد و سستی و باطل است.و فکر نکنم لازم باشه بیشتر در موردش توضیح بدهم.چیزی که بدیهی است اینکه بر خواص و عوام در این حکومت اسلامی نبودن مشخص است. به نظرم همه حکومتهای اسلامی دنیا را می توان در این طیف در یک جایی نشاند.والبته بدیهی است که برای اینکه جای هر حکومتی معلوم شود باید به رفتار حاکمان و نحوه برخورد انها با فساد و ظلم و دزدی و حکمرانهای فاسد دقت کرد در اخر فقط یه سوال می مونه که هم طرحش و هم جوابش می مونه به عهده خودتون.
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
یک سخنرانی جالب چند وقت پیش یک سخنرانی واقعا جالب از استیوجابز مدیرعامل و موسس اپل ، پیکسار و ... دیدم که سال ۲۰۰۵ در دانشگاه استنفوردانجام داده: من
بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در کالج رید ترك تحصیل کردم ولی تا حدود یک
سال و نیم بعد از ترك تحصیل تو دانشگاه میآمدم و میرفتم و خب حالا
میخواهم برای شما بگویم که من چرا ترك تحصیل کردم. زندگی و مبارزهی من
قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیکی من یک دانشجوی مجرد بود که تصمیم
گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد که یک خانواده مرا به سرپرستی
قبول کند. او
شدیداً اعتقاد داشت که مرا یک خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی
قبول کند و همه چیز را برای این کار آماده کرده بود.یک وکیل و زنش قبول
کرده بودند که مرا بعد از تولدم ازمادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود
تا اینکه بعد از تولد من این خانواده گفتند که پسر نمی خواهند و دوست دارند
که دختر داشته باشند. این جوری شد که پدر و مادر فعلی من نصف شب یک تلفن
دریافت کردند که آیا حاضرند مرا به فرزندی قبول کنند یا نه و آنان گفتند که
حتماً. مادر بیولوژیکی من بعداً فهمید که مادر من هیچ وقت از دانشگاه
فارغالتحصیل نشده و پدر من هیچ وقت دبیرستان را تمام نکرده است. مادر اصلی
من حاضر نشد که مدارك مربوط به فرزند خواندگی مرا امضا کند تا اینکه آنها
قول دادند که مرا وقتی که بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند. این
جوری شد که هفده سال بعدش من وارد کالج شدم و به خاطر این که در آن موقع
اطلاعاتم کم بود دانشگاهی را انتخاب کردم که شهریهی آن تقریباً معادل
دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت برای شهریهی
دانشگاه خرج میکردم بعد از شش ماه متوجه شدم که دانشگاه فایدهی چندانی
برایم ندارد. هیچ ایدهای که میخواهم با زندگی چه کار کنم و دانشگاه چه
جوری میخواهد به من کمک کند نداشتم و به جای این که پس انداز عمر پدر و
مادرم را خرج کنم ترك تحصیل کردم ولی ایمان داشتم که همه چیز درست میشود.
اولش یک کمی وحشت داشتم ولی الآن که نگاه میکنم میبینم که یکی از بهترین
تصمیمهای زندگی من بوده است. لحظهای
که من ترك تحصیل کردم به جای این که کلاسهایی را بروم که به آنها
علاقهای نداشتم شروع به کارهایی کردم که واقعاً دوستشان داشتم. زندگی
در آن دوره خیلی برای من آسان نبود. من اتاقی نداشتم و کف اتاق یکی از
دوستانم میخوابیدم. قوطیهای خالی پپسی را به خاطر پنج سنت پس میدادم که
با آنها غذا بخرم. بعضی
وقتها هفت مایل پیاده روی میکردم که یک غذای مجانی توی کلیسا بخورم.
غذاهایشان را دوست داشتم. من به خاطر حس کنجکاوی و ابهام درونیام تو راهی
افتادم که تبدیل به یک تجربهی گران بها شد. کالج رید آن موقع یکی از
بهترین تعلیمهای خطاطی را تو کشور میداد. تمام پوسترهای دانشگاه با خط
بسیار زیبا خطاطی میشد و چون از برنامهی عادی من ترك تحصیل کرده بودم،
کلاسهای خطاطی را برداشتم. سبک آنها خیلی جالب، زیبا، هنری و تاریخی بود و
من خیلی از آن لذت میبردم. امیدی نداشتم که کلاسهای خطاطی نقشی در زندگی
حرفهای آیندهی من داشته باشد ولی ده سال بعد از آن کلاسها موقعی که ما
داشتیم اولین کامپیوتر مکینتاش را طراحی میکردیم تمام مهارتهای خطاطی من
دوباره تو ذهن من برگشت و من آنها را در طراحی گرافیکی مکینتاش استفاده
کردم. مک اولین کامپیوتر با فونتهای کامپیوتری هنری و قشنگ بود. اگر
من آن کلاسهای خطاطی را آن موقع برنداشته بودم مک هیچ وقت فونتهای هنری
الآن را نداشت. هم چنین چون که ویندوز طراحی مک را کپی کرد، احتمالاً هیچ
کامپیوتری این فونت را نداشت. خب میبینید آدم وقتی آینده را نگاه میکند
شایدتأثیر اتفاقات مشخص نباشد ولی وقتی گذشته را نگاه میکند متوجه ارتباط
این اتفاقها میشود. این یادتان نرود شما باید به یک چیز ایمان داشته باشید، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، زندگی تان یا هر چیز دیگری. این چیزی است که هیچ وقت مرا نا امید نکرده است و خیلی تغییرات در زندگی من ایجاد کرده است. داستان دوم من در مورد دوست داشتن و شکست است. احساس میکردم که کل دستاورد زندگی ام را از دست دادهام. حدودچند ماهی نمی دانستم که چه کار باید بکنم. من رسماً شکست خورده بودم و دیگر جایم درسیلیکان ولی نبود ولی یک احساسی در وجودم شروع به رشد کرد. احساسی که من خیلی دوستش داشتم و اتفاقات اپل خیلی تغییرش نداده بودند. احساس شروع کردن از نو.
شاید من آنموقع متوجه نشدم اخراج از اپل یکی از بهترین اتفاقات زندگی من
بود. سنگینی موفقیتبا سبکی یک شروع تازه جایگزین شده بود و من کاملاً آزاد
بودم. آن دوره از زندگی من پر از خلاقیت بود.
در طول پنج سال بعد یک شرکت به اسم نکست تأسیس کردم و یک شرکت دیگر به اسم
پیکسار و با یک زن خارق العاده آشنا شدم که بعداً با او ازدواج کردم. پیکسار
اولین ابزار انیمیشن کامپیوتر دنیا را به اسم توی استوری به وجود آورد که
الآن موفقترین استودیوی تولید انیمیشن در دنیا ست. دریک سیر خارق العادهی
اتفاقات،شرکت اپل نکست را خرید و این باعث شد من دوباره به اپل برگردم و
تکنولوژی ابداع شده در نکست انقلابی در اپل ایجاد کرد. من با زنم لورن
زندگی بسیار خوبی را شروع کردیم. اگر من از اپل اخراج نمی شدم شاید هیچ کدام از این اتفاقات نمی افتاد. این
اتفاق مثل داروی تلخی بود که به یک مریض میدهند ولی مریض واقعاً به آن
احتیاج دارد. بعضی وقتها زندگی مثل سنگ توی سر شما میکوبد ولی شما
ایمانتان را از دست ندهید. من مطمئن هستم تنها چیزی که باعث شد من در زندگی
ام همیشه در حرکت باشم این بود که من کاری را انجام میدادم که واقعاً
دوستش داشتم. داستان سوم من در مورد مرگ است. به
خانه بروم و اوضاع را رو به راه کنم. منظورش این بود که برای مردن آماده
باشم و مثلاً چیزهایی که در مورد ده سال بعد قرار بود به بچههایم بگویم در
مدت سه ماه به آنها یادآوری بکنم. این به این معنی بود که برای خداحافظی
حاضر باشم. من با آن تشخیص تمام روز دست و پنجه نرم کردم و سر شب روی من
آزمایش اپتیک انجام دادند. آنها یک آندوسکوپ را توی حلقم فروکردند که از
معدهام میگذشت و وارد لوزالمعدهام میشد. همسرم گفت که وقتی دکترنمونه
را زیر میکروسکوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه کردن کرد چون
که او گفت که آن یکی از کمیاب ترین نمونههای سرطان لوزالمعده است و قابل
درمان است. مرگ یک واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ کس دوست ندارد که
بمیرد حتی آنهایی که میخواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این
وجود مرگ واقعیت مشترك در زندگی همهی ماست. شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ
کهنهها را از میان بر میدارد و راه را برای تازهها باز میکند. یادتان
باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن تو زندگی بقیه
هدر ندهید. هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی
بقیه صدای درونی شما را خاموش کند و از همه مهمتر این که شجاعت این را
داشته باشید که از احساس قلبی تان وایمانتان پیروی کنید. موقعی
که من سن شما بودم یک مجلهی خیلی خواندنی به نام کاتالوگ کامل زمین منتشر
میشد که یکی از پرطرفدارترین مجلههای نسل ما بود این مجله مال دههی شصت
بود که موقعی که هیچ خبری از کامپیوترهای ارزان قیمت نبود تمام این مجله
با دستگاه تایپ و قیچی و دوربین پولوراید درست میشد. شاید یک چیزی شبیه
گوگل الآن ولی سی و پنج سال قبل از این که گوگل وجود داشته باشد. در وسط
دههی هفتاد آنها آخرین شماره از کاتالوگ کامل زمین را منتشر کردند. آن
موقع من سن الآن شما بودم و روی جلد آخرین شمارهی شان یک عکس از صبح زود
یک منطقهی روستایی کوهستانی بود. از آن نوعی که شما ممکن است برای پیاده
روی کوهستانی خیلی دوست داشته باشید. زیر آن عکس نوشته بود stay hungry stay foolish این پیغام خداحافظی آنها بود وقتی که آخرین شماره را منتشر میکردند stay hungry stay foolish این آرزویی هست که من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغالتحصیلی شما آرزویی هست که برای شما میکنم... منبع :http://patogh89-tpnu.mihanblog.com/post/249
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
بگو دوستت دارم
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا، غریب است دوست داشتن. و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...
وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ... و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛ به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر، ما بی
رحم تر. تقصیر از ما نیست؛ تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان پی نوشت:از وبلاگ دوستان 89 کپی شد.
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
انواع حکومتهای اسلامی ق 1 بدیهی است حکومت امروزه انواع مختلفی دارد وبدیهی است که برای هرحکومتی مهمترین چیز حفظ خودش است.بهمین خاطر هر حکومتی که ما در دور وبر خودمان می بینیم زمانیکه به جرایم امنیتی ( جرایمی که اصل حکومت را زیر سوال می برد ) می رسد بسیار شدید برخورد می کند و تمام اصول اولیه و ثانویه و ثالثویه انسانی را زیر سوال می برد.بگذریم.
نوع مطلب :حرفهای خودمانی
درباره وبلاگ:![]() آرشیو:طبقه بندی:آخرین پستها:پیوندها:پیوندهای روزانه:صفحات جانبی:نویسندگان:ابر برچسبها:آمار وبلاگ:The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
|