تبلیغات
قطره (ای از زندگی یک درگیر باكامپیوتر) - مطالب آبان 1390
 
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری ،همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای بالا برود.
با رفرش صفحه اهنگ عوض می گردد

برف و درخت

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
یکشنبه 29 آبان 1390-02:56 ب.ظ

درخت پیر کنار خیابان داشت به حرفهای مهندس پیر شهرداری گوش می کرد.مهندس داشت با ماژیک خط می کشید روی تنه درخت و می گفت این درخت باید قطع شود.والا امسال زمستان را دوام نمی اورد.و یهو می افتد وسط خیابان.
همکار مهندس بهش گفت:ولی حیفه.درخت تنومندی است .فقط حیف کمی کج شده.
به نظرم راه دیگری وجود ندارد که بتوانیم حفظش کنیم؟
--نه.ولی عجله ای هم نیست.اوایل زمستان قطعش می کنیم.شاید هم زمستان سبکی بود و دوام اورد.شهردار می گه :قطع درختان موجب جنجال سیاسی می شود.
دوتا مهندس شهرداری سوار ماشین شدند و رفتند.
درخت پیر ماند و برگهایش.تازه اوایل پاییز بود.درخت پیر احساس سرما کرد.دلش شکست.عمری در کنار این خیابان سر کرده بود.سایه بر سر رهگذران افکنده بود.
با شادی کودکان وقت رفتن و برگشتن از مدرسه شاد شده بود و به اندوه پیرمرد زحمت کش شهرداری که گاهی می امد و به او تکیه می کرد گریه کرده بود.حالا مدتی بود که دیگر از اون پیرمرد خبری نبود.شاید مرده بود.و انگار مرگ قرار بود به سراغ درخت پیر هم بیاید.
درخت پیر نگاهی به برگهایش کرد.این برگها تمام دارایی اش بود.
هنوز کلی برگ سبز و تعداد کمی برگ رو برو زردی داشت.تصمیم گرفت نگذارد برگهایش بریزد
امسال زمستان دیگر به خواب فرو نمی رفت.دوست نداشت بخوابد و پا نشود.می دانست مرگ در این زمستان به سراغش می اید.پس دیگر وقت خواب نبود.دوست داشت این پاییز و زمستان اخر را کاملا بیدار باشد.
اخرین برف بازی بچه ها را ببیند.
اخرین اب پاشیدن ماشینها به روی عابران پیاده را.
لرزیدن جوانان را در سرمای غافلگیرکننده زمستان
دوست داشت همه چیز را دوباره و خوب ببیند
اصلا تابحال اینقدر انگیزه نداشت.گفت من امسال نمی گذارم این برگها بریزد.دوست دارم وقتی قطعم کردند همه بگویند چرا این درخت به این سبزی و با اینهمه پر و بال را قطع کردید.اصلا شاید بخاطر این ترس مرا قطع نکردند.
نمی گذارم لخت شوم از برگ و بعد به راحتی قطع شوم و کسی دلش به حالم نسوزد.
به همه برگها این خبر را رساند.گفت امسال از ریخته شدن خبری نیست.همه باید کنار من بمانید.برگها نگاهی بهم کردند؟
اخر ما چگونه در مقابل باد پاییز دوام بیاریم؟یکی از برگها گفت.
درخت پیر با خشم نگاهی بهش کرد.بعد یادش امد مثلا دم مرگ است.پس مهربان شد.گفت من مراقبت هستم عزیزم.
نمی گذارم بیفتی و زیر چرخ خشن ماشینها خرد شوی.آیا نمی خواهی بیشتر زنده باشی وبه آواز پرندگان گوش بدهی؟
برگ خندید.خودش رو برای درخت پیر لوس کرد و با عشوه گفت:دوستت دارم .شاید برای بقیه درختی پیر باشی ولی برای من بهترین درخت دنیایی.

                                                 *****************************
پاییز داشت تمام می شد.اکثر درختها بی برگ شده بودند.ولی درخت پیر ما همچنان کلی برگ داشت.حتی برگهای زرد.بقیه درختان که از دور درخت پیر را می دیدند نمی دانستند حکمت این قضیه چیست.ولی تعجب می کردند که چگونه با این سن توانسته اینهمه برگ را نگه دارد.
اما درخت پیر با غرور اکثر برگها را نگه داشته بود.
شب برایشان قصه می گفت.خاطره تعریف می کرد.هیچ برگی نبود که بیش از یک بهار را دیده باشد.
ولی درخت پیر 50 بهار را دیده بود.و کلی خاطره داشت.خاطره هایش را در بین شیارهای تنه اش ( همانها که بعداز برش مشخص می شود) ذخیره کرده بود .
برای برگها تعریف کرد که اون ابتدا که یک نهال کوچک مرد بود یک نهال ماده ( می دانم که درختها جنسیت ندارند) در کنارش بود.که باهم داشتند بزرگ می شدند.کلی باهم معاشقه می کردند.یادش می اید که وقتی باد می اد شاخه هایش را رها می کرد تا به تن نرم و ناز ان نهال ماده بخورد.
چه دورانی خوب بود.تا اینکه یک روز از شهرداری امدند.همین مهندس پیر شهرداری که ان روزها اوایل کارش بود برگشت و گفت این دو کنار هم نمی توانند خوب رشد کنند( شاید منظورش این بود که همش به بازی عمر خواهند گذراند)باید یکی قطع شود.درخت پیر تعریف کرد که هرچه فریاد زده مهندس نشنیده و سر اخر نهال ماده را قطع کرد.یادش هست که نهال ماده حتی در اخرین لحظات هم به درخت پیر امروز لبخند می زد و می گفت دیدی قربونت شدم.
و اینجا بود درخت پیر زار زار گریه کرد.برگهای جوان با تعجب به هم نگاه می کردند.اکثرا نمی فهمیدند عشق چیست و چرا درخت پیر بجای اینکه خوشحال باشد که خودش را قطع نکردند چرا ناراحت است( اینجا راوی داستان نمی داند که برگها هم عاشق هم می شوند).
*********************************
شب سردی بود.سوز عجیبی می امد.برف نم نم شروع به امدن کرد.درخت پیر همه برگها رو بیدار کرد و گفت پاشید .داره برف می اد.می دونم هیچکدومتون برف رو ندیدید.پاشید ببینید چقدر دمیا الان قشنگ می شه.همه برگها پاشدند.همشون داشتند ذوق می کردند و تا می تونستند خودشون را پهن می کردند تا برف بیشتر رو جمع کنند.مسابقه برف جمع کردن بین برگها راه افتاده بود.
بعد یه مدت کوتاهی یهو درخت پیر حس کرد شاخه ها بیش از حد سنگین شده اند.کلی برف روی شاخه هاش جمع شده بودند که تحملش بیش از حد توانش بود.
یک لحظه فکر کرد که کاش اینهم برگ نداشت.کاش گذاشته بود همه برگها بریزند تا اینقدر الان شنگین نشود.شاید هم کاش برف نمی امد.در هر صورت دیگر دیر شده بود.درخت پیر تنها کاری که می توانست بکند تحمل بود.صورت نهال جوان ماده به ذهنش رسید که انگار روی ابرها نشسته بود و داشت نگاهش می کرد.همون لبخند خداحافظی بر صورتش بود.انگار تشویقش می کرد به ایستادگی.شاید هم منتظر بود و به استقبال امده بود.
دیگر توان درخت پیر به ته رسید .اهی کشید و سپس فریادی.
************************
صدای مهیب شکستن درختی به گوش رسید.
بقیه قسمت بعد

پی نوشت یک: ادامه داستان را حدس بزنید.چند تا ادامه داستان یه ذهنم رسیده.می خوام ببینم چی به ذهن شماها می رسه.تنبل نباشید لطفا
پی نوشت دو : موقع نوشتن خداحافظی و بریدن نهال ماده جوان ناخوداگاه گریه کردم.
پی نوشت سه:قرار نبود این داستان عشقی بشه.فقط قرار بود یه درخت سعی کنه برگهاشو حفظ کنه و بعد این برگها موجب برف امدن موجب شکسته شدنش بشند.ولی بعد دیدن هر قصه ای بی عشق کمی فطیره.

پی نوشت اخر:ایده این داستان دیشب به ذهنم رسید.یکی گفت برف اینقدر امسال زود امد که  هنوز درختها برگ داشتند بهمین خاطر سنگین شدند و شکستند.اخه طرف محل کار من یعنی نیاوران کلی درخت شکست و خیابونها بسته شدند.


هک و امنیت ج 2

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
جمعه 27 آبان 1390-01:32 ق.ظ

در لایه 4 پورتها تعریف می شوند.(وظیفه اصلی پورتها متمایز کردن درخواستهای مختلف و کانکشنها و ارتباطات است.برا اینکه تفاوت رو حس کنید فرض کنید اول ما یک خط تلفن داریم.بصورت نرمال ما فقط می توانیم به یه جا زنگ بزنیم و صل شویم.مثلا می توانیم به وزارت ارشاد متصل شویم.ولی فقط به یه اتاق و در آن واحد نمی توانیم با چند نفر در ان اداره صحبت کنیم.از طرفی اینور یعنی طرف ما هم فقط یک نفر می تواند از این خط استفاده کند.واگر کس دیگری به خط احتیاج داشته باشد باید صبر کند تا ارتباط ما تمام شود بعد او ارتباط ایجاد کند و حتی اگر ما منتظر کسی باشیم و عملا خط بلا استفاده باشد نمی توان از خط استفاده کرد.حال حالتی را فرض کنید که ما ده تا خط خریدیم و همه را به یه شماره انداختیم بعد من با یه خط به وزارت ارشاد زنگ می زنم و به اتاق 12 وصل می شوم.اگر وزارت ارشاد هم همینطوری باشد همکار من هم می تواند  گوشی را بردارد و زنگ بزند به وزارت ارشاد و به اتاق 13 وصل شود.درحالیکه در ظاهر یک خط و یک شماره وجود دارد.


در کامپیوتر برای ارتباط در لایه 2 از مک و در لایه سه از آی پی و در لایه 4 به کمک پورت انجام می شود.پورت این امکان را می دهد که دران واحد به چند سایت و برنامه و فایل بر روی مقصد و یا بر روی مقصدهای مختلف متصل باشیم.)


پروتکل TCP/IP دارای 65535 پورت برای ارتباطات TCP وهمین تعداد پورت برای ارتباطات UDP است.TCP   یک ارتباط مطمئن ،connection-orienred و کمی کند است.ارتباط UDP  سریع،نامطمئن و connection-less  است.


این 65535 به سه دسته تقسیم می شوند:


 1-1024 یا دسته رجیستر شده


1025 تا 49151   یا کلاس رندوم


49152 تا 65535  کلاس آزاد است.


تمام پورتهای کلاس رجیستر شده به برنامه های استاندارد و مشخص اختصاص یافته است.

لیست پروتهای مشهور را در ادامه مطلب می گذارم.

از میان پورت‌ها شماره‌های ۷، ۱۵، ۲۱، ۲۳، ۲۵، ۷۹، ۸۰، ۱۱۰و ۱۱۹ فعلا برای ما مهم‌ترند و به‌تدریج با آنها آشنا خواهید شد.

لازم بذکر است که به  هر سایتی که از طریق پورتهای رجیستر شده متصل می شویم ان سایت  تعدادی پورت رندوم روی کامپیوتر ما بصورت اختصاصی برای خوش باز می کند و از طریق انها با کامپیوتر ما ارتباط برقرار می کند که این خطری ندارد.و ازاین پورتها سواستفاده ای نمیشود.همچنین معمولا پورتهای بالای 49151 باید برای بک دور استفاده شود ولی اکثر تروجانها و هکر از پورتهای رندوم برای ناشناخته بودن و سخت تر ردیابی شدن استفاده می کنند.


پی نوشت:احتمالا از جلسه بعدی هک و امنیت مقاله ها را کامل تر خواهم نوشت و رمز دار.



ادامه مطلب

زن و مرد

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
یکشنبه 22 آبان 1390-10:43 ق.ظ

مرد از راه می رسه
ناراحت و عبوس
زن:چی شده؟
مرد:هیچی ( و در دل از خدا می خواد که زنش بی خیال شه و بره پی کارش)
زن حرف مرد رو باور نمی کنه: یه چیزیت هست.بگو!
مرد برای اینکه اثبات کنه راست می گه ….
لبخند می زنه
زن اما “می فهمه”مرد دروغ میگه: راستشو بگو یه چیزیت هست
تلفن زنگ می زنه
دوست زن پشت خطه
ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن
مرد در دلش خدا خدا می کنه که زن زودتر بره
زن خطاب به دوستش: متاسفم عزیزم.جدا متاسفم که بدقولی می کنم.شوهرم ناراحته و نمی تونم تنهاش بذارم!
مرد داغون می شه
“می خواست تنها باشه”

…………………………………………………………………….
مرد از راه می رسه
زن ناراحت و عبوسه
مرد:چی شده؟
زن:هیچی ( و در دل از خدا می خواد که شوهرش برای فهمیدن مساله اصرار کنه و نازشو بکشه)
مرد حرف زن رو باور می کنه و می ره پی کارش
زن برای اینکه اثبات کنه دروغ می گه دو قطره اشک می ریزه
مرد اما باز هم “نمی فهمه”زن دروغ میگه.
تلفن زنگ می زنه
دوست مرد پشت خطه
ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن
(زن در دلش خدا خدا می کنه که مرد نره )
مرد خطاب به دوستش: الان راه می افتم!
زن داغون می شه
“نمی خواست تنها باشه”
…………………………………………………………………..
و این داستان سال های سال ادامه داشت و زن ومرد در کمال خوشبختی و تفاهم در کنار هم روزگار گذراندند…



زبان هکری

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
شنبه 21 آبان 1390-09:14 ق.ظ

یک زبانی وجود دارد به نام زبان هکری.با این زبان هکرها مثل بچه ادم نمی نویسند و چمن در قیچی می نویسند طوریکه فقط خودشاتن و همکارانشان متوجه می شوند چه نوشته اند.
و به دو درد می خورد یک برای پز و کلاس و اینکه یه طوری خیلی با کلاس به همه بگی من هکرم.
دوم برای ایجاد پسوردهای پیچیده و امن.
مثلا می خواهی پسوردتو بزاری password
این ساده ترین و احمقانه ترین پسورد است چون همه کرمها انرا می شناسند.ولی اگه به زبان هکری بنویسی.باز بسیار پیچیده و سخت قابل حدس خواهد بود مثلا به زبان ساده هکری به شکل
|>@$$/\/\0r|) 
خواهد بود( البته چپ چین راست چین وبلاگ خوب کار نمی کنه)
حالا من الفبای ساده انرا می گذارم و یه عکس هم که کمی مرجع تر است را منتشر می کنم
0    <= O
1    <= L; I
2    <= Z
3    <= E
4    <= A
5    <= S
6    <= G
7    <= T
8    <= B
|    <= L; I
@    <= at (duh)
$    <= S
)(   <= H
}{   <= H
/\/  <= N
\/\/ <= W
/\/\ <= M
|>   <= P; D
|<   <= K
ph   <= f
z    <= s


مثلا he Speaks می‌شود:
}{3 $|>34|< z


لینک عکس



جوابیه برخورد با همسر و جدایی نادر از سیمین

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
چهارشنبه 18 آبان 1390-03:48 ب.ظ

پست برخورد با همسر یادتونه؟همونکه گفته بودم اگه با زنتون عین گوشیتون برخورد کنید همه چی حله؟

اینم جوابی ای که یکی از دوستان برام فرستاده:
بسیار زیبا بود ولی یادآوری میکنیم که
گوشی سر خود حرف نمیزنه
گوشی با یک دکمه خفه میشه
گوشی نمیگه چی بخر چی نخر
گوشی نمیگه چرا دیر اومدی
گوشی میتونه روی سایلنت باشه
اصلا گوشی میتونه خاموش باشه
گوشی نمیگه شب زود بیا بریم خونه مامانم
گوشیو اگه جا بزاری نمیگه چرا منو نبردی
گوشی نمیگه بچه میخوام
گوشی با دوستاش بیرون نمیره
گوشی حداقل شبا زنگ نمی خوره
راستی از همه اینا مهمتر
بیشتر مردم سالی یه بار گوشی عوض می کنن


پی نوشت 1:
دیشب بعد از سه هفته همت کردم و این فیلم رو دیدم.یعنی سه هفته بود که سی دیش رو خریده بودم تا ببینم ولی وقت نمی کردم.و همین طور مونده بود.دیشب با اینکه دیر وقت بود ولی گذاشتمش تو دی وی دی پلیر و مجذوبش شدم و تا اخر دیدمش.

فیلم قشنگی بود.دقیقا همونطوری تموم شد که باید می شد.من به شخصه معتقدم نباید کارگردان و یا نویسنده داستان به تمام مسائل توی قصه پاسخ دهد.بلکه باید حرف خودش را بزند و یا حتی فقط شکلات را قشنگ نشان دهد.مشکلاتی که وجود دارند و همه بی تفاوت از کنارش رد می شوند.مثلا اینکه بازپرسها در دادگاهمعمولا به چند پرونده با هم رسیدگی می کنند ( البته از روی اجبار.) خوب بدیهی است که این دقتشان را کم می کند.
کلا تو این فکر تضادها و چالشهای ومشکلات متناقض و متنافر ملت کنار هم نشان داده می شود.
و قدرت دینداری زن شهاب حسینی رو نشان می دهد.
بازیگران فیلم خیلی قوی بازی کردند و همه چیز طبیعی است.فیلم برداری عالی است.

حتما فیلم رو ببینید.حتما.
به بیش از یک بار دیدن هم می ارزه.


پی نوشت 2: دیروز که با بدبختی و دیر رسیدم اداره.
امروز ماشین اوردم.
یه نفر بیخود توقف کرد.جلویی زد رو ترمز.منم زدم بهش.جلوی ماشینم خورد شد.جدیدا رو نوار بدبیاری ام.دیشب لاستیکم ترکید.باید برم لاستیک بخرم.صافکاری هم بکنم.


سخنان احمدی نژاد در جلسه غیر رسمی

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
دوشنبه 16 آبان 1390-03:55 ب.ظ

ما و مخالفانمان فهرست اموالمان را اعلام کنیم، هرچه در فهرست نبود مال مردم!

احمدی نژاد در ادامه با بیان اینکه کسانی که ما را متهم کردند، بیایند فهرست اموال و حسابهای مالی خود را بگویند و اموال و حسابهای ما را هم در بیاورند، گفت: ما حاضریم این کار را بکنیم و بقیه اموال هر چیزی که در فهرست نبود متعلق به مردم باشد. تمام نارضایتی های مردم مربوط به کثافت کاریهای اینهاست. پابرهنه بودند و الآن اعیان نشین شده اند. مردم را به نظام بدبین کرده اند و حالا دم از ولایت می زنند. زمینهای کلان در بالای شهر خریده اند و خانه های آنچنانی دارند. یک نفر از اینها هفتصد هکتار زمین در اطراف تهران را تصرف کرده که الآن ارزشی حدود هشتصد میلیارد تومان دارد.

احمدی نژاد گفت: درباره اتهامات دولت می گویند احمدی نژاد به قضات فشار می آورد. اما من به شما می گویم اینها چون نمی توانند چیزی را اثبات کنند این حرفها را می زنند. درباره پرونده بقایی بخاطر اعلام نظر کارشناسی در مورد یک ساختمان در شیراز که جنبه اجرایی هم نداشت گفتند چهارسال از خدمت انفصال شود.

وی افزود: آقایی که همه چیز دارد از ویلا و... می گوید دولت ضدولایت فقیه شده. خودش همه چیز دارد و تنبل و بیکار است و لکه ای است بر دامن پاک ولایت فقیه. هفت هشت ماه نهادهای امنیتی به دروغ روی ما زوم کردند و از مسایل مهم غافل شدند. به فردی گفتم این کسی که تو آورده ای در نهاد امنیتی مسئولیت داده ای مشکل دارد. روی زنش چاقو کشیده. برای کشور مشکل درست خواهد کرد. گفت زمانی که چاقو کشیده طلسمش کرده بودند و الآن طلسمش رفع شده. اگر مشکل درست کند بلافاصله بیرونش می کنیم. گفتم آوردنش دست شماست ولی بیرون کردنش دست شما نیست. 



پی دی افهای ccnp route implementing ip routing volume 1 2 3

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
سه شنبه 10 آبان 1390-11:17 ب.ظ

کلاس CCNP SWITCH  که می رفتم با استاد اسدپور بود که من هنوز استادی به باسوادی ایشون ندیدم.( حتما هست ولی من ندیدم)


ایشان حدود 30 گیگ پی دی اف و فیلم و مالتی مدیا که یکسریش تولید خودش بود را به ما دانشجویان داد که خیلی مواقع به دردم خوردند و بسیار مفید بودند.
کلاس CCNP Route  ام با استاد فایضی بود.ایشان از روی سه تا پی دی اف درس می داد که اول کلاس و چند بار دیگه هم به استاد گفتم اینها را به ما بدهید گفتند نه.اخر کلاس.بعد من سرچ کردم تو اینترن پیداشون کنم .متاسفانه نتونستم پیداش کنم.تا اینکه اتفاقی بعدا دیدم در بین فایلهای خودم در جای دیگری دارم.
بهمین خاطر اینها را منتشر می کنم تا اگر کسی  داشت بر داره و استفاده کنه و منو دعا کنه.






جلسه اول هک و امنیت آشیانه

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
یکشنبه 8 آبان 1390-10:57 ب.ظ

در این جلسه در مورد لایه های شبکه صحبت شد و اینکه در لایه چه فایده ای در هک و امنیت دارد.


در لایه دو بحث مک ادرسینگ و اسنیف کردن و فیلتر کردن و چیزهای  شبیه این است.
در لایه سوم هم با دستور پینگ اشنا شدیم و فواید آن.
که عبارت است از یک بدست اوردن آدرس سرور یک سایت است.
دوم فهمیدن اینکه نوع سیستم عامل سرور چیست؟( ویندوز یا لینوکس)
سوم تست پهنای باند و تست down  شدن یک سرور سایت.

البته گاهی یک سرور مثل msn پینگ را می بندند که در این حالت سرور را نمی شود پینگ کرد.یعنی جواب پینگ ها بر نمی گردد.

گاهی هم ای اس پی ما پینگ را می بندد که در این صورت می شود با مراجعه به سایتهایی مثل lg.level3.net  ویا just-ping.com می توان سایت فوق را از کشور های مختلف پینگ کرد
می توان با استفاده از خدمات سایت dnsstuff.com/tools  به رنج ادرس ای پی کشورهای مختاف پی برد.
البته بالای سایت فوق اعلام می کند که ای پی خود شما چند است و مال کدام کشور.که در مورد اشیانه اشتباه می کرد و ادرس را از انگلیس نشان می داد.
با آی پی های ولید و این ولید آشنا شدیم.
با مفهوم NAT آشنا شدیم.
دیگر چیز مهمی یادم نمی اید.


این روزها

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
یکشنبه 8 آبان 1390-07:59 ق.ظ

این روزها از صبح می رم دوره KLDST    یعنی دوره رسمی آنتی ویروس کسپرسکی که مدرسش قرار بود از روسیه بیاد ولی متاسفانه از پاکستان امده( متولی شرکت تجارت امن است که اصلا سرویسی که دارند می دن راضی نیستم.متاسفانه پول رو دادیم و دیگه باید تحمل کنیم.).تا غروب.اینترنت هم ندارم.یعنی امن نیست که باهاش به وبم وصل شم.پس ببخشید اگه نیستم ولی بر می گردم.

دیروز یه خبر جالب دیدم.

بازداشت 70 طراح لباس در تهران به اتهام آموزش دختران برای مانكن شدن



مثلا فردا به یکی می گی اینقدر نخور .چاق می شی.یه کم مانکن باش.
زنگ می زنه 110 به جرم تشویق و آموزش   مانکن شدن می ان می برنت

یا مثلا یهو 1000 تا ارایشگر تو تهران رو به جرم تبدیل دختران به صورتکهای زیبا دستگیر می کنند.

مواظب خودتون و دلتون و وبلاگهاتون در زمانیکه نیستم باشید.





کلاس هک و امنیت

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
پنجشنبه 5 آبان 1390-05:43 ب.ظ

بالاخره فرصت شد و در کلاسهای هک و امنیت گروه اشیانه ثبت نام کردم.و امروز اولین جلسه اش تشکیل شد.
البته جلسه معارفه بود و هنوز چیزی نگفته.
استاد فعلی بهروز کمالیان است.
و مباحث زیر را اموزش می دهد:

 

1-   آشنایی با شبکه و دستورات لینوکس

2-   FootPrinting مرحله شناسایی و

3-   آنالیز سیستم عامل ها و Scanning

4-   EnuMeration

5-    سیستم عامل شناسایی

6-   Gaining Access

7-   Escalating Privilege

8-  Creating Backdoors

9-   نفوذ و محافظت از کامپیوترهای شخصی

10- تکذیب سرویس یا DoS Attacks

11- نفوذ به شبکه های Wireless

12- نفوذ به وب سایت ها

13- هک کردن دیتابیس ها

14- نفوذ به شبکه های داخلی

15- نصب Rootkit و راه های شناسایی

16- Covering tracks

17- عبور از  IDS – FireWall

18- Cryptography

19- نفوذ به روترها

20- هک کردن ایمیل ها و راه های جلوگیری


سرفصلهای زیر را استاد دیگری قرار است اموزش بدهد.


21- SQL Injection

22- کشف حفره امنیتی command execution

23- کشف حفره امنیتی file inclusion در نرم افزارهای تحت وب

24- کشف حفره امنیتی XSS در نرم افزارهای تحت وب

25- اکسپلویت نویسی به زبان های Perl و PHP


اگه بشه سعی خواهم کرد منهم چکیده اون اموزشها رو اینجا بنویسم.

نکته عجیبی که دیدم این بود که دست راست بهروز کمالیان تعدادی از انگشتانش نبود که وقتی پرسیدم نگفت چی شده.ولی به ذهنم زد احتمالا بخاطر فعالیت هاش در هک انگشتانش را از دست داده.شاید بعدا اطلاعات بیشتری بدست اوردم و بهتون می گم




کلاسهای شبکه

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
چهارشنبه 4 آبان 1390-01:05 ب.ظ

آموزشگاه رمیس یک کلاس CCNA برای بنده باز کرده است.و با توجه به وقت آزاد بنده قرار است در روزهای زوج ساعت 17:30 تا 20:30 باشد.

دوستانی که مایل به شرکت در این کلاس هستند با شماره های زیر مربوط به آموزشگاه رمیس تماس گرفته و ثبت نام کنند.لطفاحتما عنوان فرمایید که می خواهید با بنده کلاس داشته باشید.
88919350
88919349
88919537

شروع کلاس هم فکر می کنم از اواخر هفته بعد و یا اوائل هفته بعدیش باشد.
موفق باشید




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox