تبلیغات
قطره (ای از زندگی یک درگیر باكامپیوتر) - مطالب آذر 1390
 
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری ،همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای بالا برود.
با رفرش صفحه اهنگ عوض می گردد

پست یلدایی

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
چهارشنبه 30 آذر 1390-07:05 ب.ظ

امشب همه یه لحظه بیشتر باهم بودن را جشن می گیرند.ولی من یه لحظه با تو بودن را دعا می کنم.


****

.

شب یلدای من آغاز شد

نه سرخی انار نه لبخند پسته نه شیرینی هندوانه

بی تو یلدا زجر آور ترین شب دنیاست

بی من یلدایت مبارک

*****

تو خوبی! 
تو بهترینی! 
تو تکی! 





اینم از هندونه شب یلدات. بذارشون تو یخچال خنک شه ! یلدا مبارک!


یلداست بگذاریم هر چه تاریکی هست هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد  امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست شب یلدا مبارک!


دریک کلام یلداتون مبارک.


پی نوشت خاص: 

جای بوسه هایت را بوسیدم.انگاه که عمو رو سخت درآغوش گرفتم.چون دیدم که گریان در درآغوشش گرفتی وچرا همه کارهای من با تو معنی پیدا می کند.



معنی : 

پی نوشت معمولی :من عمو ندارم.ذهنتون منحرف نشه

تک اهنگ :

قصد دل کندن ندارم از تو ای دل کنده از خود

از تو ای برده دلم را تا شب خوب تولد

چه پستی شد این پست



عکاسی

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
یکشنبه 27 آذر 1390-08:22 ق.ظ

یه از کارهایی که همیشه دوست داشتم عکاسی بود و هست.ولی خوب هیچ وقت بهش نتونستم بپردازم.

بقولی عکاس نیستم ولی کسانیکه عکاسی رو دوست دارند رو دوست دارم.

یکی از چیزهایی که خیلی دوست دارم و تو برنام هست مستند سازی محیط بوسیله دوربین عکاسی است.یعنی وقتی بیکارم( که متاسفانه کم است) دوربین دیجیتال بردارم و بمر از کل خیابونها و محیط اطرافم عکس بندازم و بعدا هراز گاهی دوباره اینکار رو بکنم و اینطوری هم متوجه تغییرات محیطی و پیرامونی ام بشوم و هم برای اینده بمونه .

انشالله بزودی اینکار رو می کنم.کار دیگه ای که دوست داشتم بکنم و متاسفانه امسال نشد و ولی قولشو برای سال بعد بهتون می دم عکاسی از محله مون در زمان محرم است.کلی چیزهای قشنگ ادم می بینه.مثلا حوض درست می کنند توش کوزه می زارند و چیزهای شبیه به این و ادم می مونه اینهمه استعداد از کجای این ملت در میاد؟

بگذریم
حالا حداقل سعی می کنم از این به بعد هر سوژه خنده داری دیدم یه عکس ازش بگیرم تا کم کم یه عکاس تیز بشم و هیچ سوژه ای از دست ندم.
یه اطلاعیه دیشب وقتی داشتم از کنار مترو امام حسین رد می شدم دیدم که عکسشو گرفتم و 

دیگه عرضی نیست






اپدیت از 2003 به 2008

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
شنبه 26 آذر 1390-04:51 ب.ظ

دارم اکتیومون روا از 2003 به 2008 آپدیت می کنم.برای اینکار باید جندتا کار بکنیم که من حوصله ندارم همشو بنویسم ولی حتما باید سه تا دستور زیر را بزنیم
adprep /forestprep
adprep /domainprep
adprep /rodcprep

اینو تو دستورات ماکروسافت نوشته.اما اینها رو باید از کجابیارم؟
چون دستور adprep  تو خود 2003 هم هست.زدم کار نکرد
از طرفی من adprep   رو از سی دی 2008 هم کپی کردم
کار نکرد
اینور و اونور بررسی کردم فهمیدم که مشکل از اونجاست که باید adprep32 رو اجرا می کردم
چون وین 2003 من 32 بیتی است و 2008 ام 64 بیتی

و مشکل حل شد.حسش بیاد کاملتر می نویسم


سورپریز

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
جمعه 25 آذر 1390-08:20 ق.ظ

699666999999666999999666996666666996666699999666669966666699
699669999999969999999966699666669966669966666996669966666699
699666999999999999999666669966699666699666666699669966666699
699666669999999999996666666996996666699666666699669966666699
699666666699999999666666666699966666669966666996666996666996
699666666666999966666666666699966666666699999666666669999666

شمارهای بالا را انتخاب كنید
را بزنید Ctrl + F بعدن
بعدن دو تا 9 را بزنید
را بزنید Ctrl + Enter بعدن



برف و درخت ق 4

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
چهارشنبه 23 آذر 1390-12:49 ب.ظ

قسمت اخر این قصه ناتموم مونده بود.اینطوری هم می شد تموم شه.ولی کسی نگفت.پس نوشتمش.
می دونم همه یادشون رفته بود این قصه رو.ولی منکه یادم نرفته بود.
اگه قسمتهای قبلی رو نخوندید اول برید بخونید.بعد بیایید ادامه مطلب .
حداقل برید قسمت اول رو بخونید.
اینم لینکش :
قسمت اول درخت و برف
ادامه مطلب

اضافه کردن فلش به جوملا

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
یکشنبه 13 آذر 1390-06:12 ب.ظ

برای اینکار یکی از راههای ساده این است که یک ماژول اچ تی ام ال ساده بسازید و در درون ان فال فلش خود را اضافه کنید.
برا یا اضفاه کردن فایل فلش خود بهتر است از گزینه EMbeded media   استفاده کنید
در صورتیکه گزینه فوق فعال نبود ابتدا ویرایشگر را tiny انتخاب کنید و سپس در پلاگین تینی نوع ان را توسعه یافته بجای پیشرفته قرار دهید.
موفق باشید


گوگل ریدر

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
یکشنبه 13 آذر 1390-04:48 ب.ظ

و اما گوگل ریدر
گوگل ریدر یک سرویس رایگان و خوب رای فید کردن وبلاگها و علاقمندس های ما است
یعنی چی؟
بعد از یه مدت وبگردی ادم چنتا سایت خوب پیدا می کنه که معمولا بهشون سر می زنه وازشون خوشش می اد.بهمین خاطر هروقت بیکار باشه دونه دونه میره بهشون سر می زنه ببینه مطلب جدید چی دارند

اما سه تا  مشکل :
مشکل اول اینه که ادم ادرساشون رو یادش می ره
راه حل :با ادد کردن این ادرسهای به محبوبها مشکل حل است(favorit)
بای رو کلی لینک کلیک کنی تا دونه دونه باز بشند و ببینیشون
راه حل :وقتی جوون تر بودم و بیسواد رفتم یه صفحه اچ تی ام ال طراحی کردم و توش اولا لینک همه صفحه هایی که دوست داشتم گذاشتم دوما یه دکمه هم گذاشتم که می زدم همه صفحه ها رو باز می کرد.چون سرعت اینترنت ما هم خوب بود مشکلی با باز شدن اینهمه صفحه باهم پیش نمی امد.
مشکل سوم:بعد از طی کردن همه این راه می رسی به وبلاگ یا سایت مورد نظر و می بینی هیچ مطلب جدیدی نگذاشته است  و باید صفحه فوق را ببندی.
برای حل همه این مشکلا ت با هم می تونید از گوگل ریدر استفاده کنید
برای اینکار باید به ادرس https://reader.google.com  بروید.موقع ورود یک اکانت گوگی از شما می خواهد مثلا یک ایمیل گوگلی.یعنی جی میل.پس قبلش بروید و یک ایمیل در گوگل بسازید( یعنی جی میل)
البته این توضیحات من مال زمانی است که من اینکار را کردم.الان دوباره رفتم.وقتی وارد صفحه اول گوگل ریدر می شوید در صورتیکه اکانتی ندارید اون بالا یه لینک هست که روش نوشته : Sign up for a new Google Account
بعد که روش کلیک کنیدوارد یه صفحه می شوید برای ساخت اکانت.در ابتدای صفحه از شما یه ایمیل دیگر می خواهد ( مثلا یاهو) و با وارد کردن ان و پر کردن صفحه ( و ندادن اطلاعات واقعی ) یه اکانت براتون ایجاد می شوید.و شما از این به بعد با اون ایمیل ادرس و پسورد جدیدی که می دهید می توانید وارد صفحه ریدرگوگل بشوید.بعد که وارد شدید دکمه subscribe    رو بزنید و دونه دونه ادرس وبلاگها رو وارد کنید.
خودش هروقت اپدیت شدند بهتون می گه.خیلی ساده است .تست کنسد.
و از این به بعد فقط به صفحه ریدر خود بروید.خودش می گه چه سایتهایی اپدیت شده اند
موفق باشید.



امام حسین

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
شنبه 12 آذر 1390-09:15 ق.ظ

درد امام حسین بی آبی نبود.امام حسین برای احیای دین شهید شد.قیام کرد تا از بدعت در دین و از بین رفتن دین جلوگیری کند.
زیرا حاکمان زمان به نام دین به مردم ظلم می کردند.به نام دین به فسق و فجور مشغول بودند.و تمام رفتارهای غیر دینی را داشتند در حکومت اسلامی به راحتی جا می انداختند.مثلا دنیا طلبی ومال پرستی و پرداختن به زرق و برق دنیا.
البته پرداختن به زرق و برق دنیا از افراد عادی و یا از مال حلال فرد اشکالی ندارد. ولی از بیت المال و با استفاده از قدرت حکومت اسلامی است که به شدت نکوهیده است.

اما متاسفانه ما بیشتر به خاطر نحوه شهادت امام حسین عزاداری می کنیم.و بر بی ابی و نحوه شهادت عزیزانش گریه می کنیم و زیاد به علت و دلیل آن کاری نداریم و سعی نمی کنیم پیرو ان حضرت در رفتار و اعمال باشیم.
به راستی اگر ابن سعد آب را بر امام  و یارانش نبسته بود تا انها تشنه شهید شوند امروز برای انها عزاداری نمی کردیم وتمام این دسته ها و هیئتها به راه نمی افتاد؟؟؟؟( البته برای بقیه امامان که با شمشیر شهیدنشده اند هم ما عزاداری پرشوری نمی کنیم)
مثلا به نماز بها بدهیم حتی در بدترین شرایط( بحبوحه جنگ )
دیگران را مجبور به تبعیت از خود نکنیم و اندیشه و عمل خود را بر انها تحمیل نکنیم( امام کسی را به زور با خود همراه نکرد)
بگذریم
درسهای عاشورا زیاد است.بهتر است به انها بیندیشیم



خدا فقط کلاه سفید ها رو دوست دارد

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
سه شنبه 8 آذر 1390-06:58 ب.ظ

.یه دوستی هم دارم که کلاس هک و امنیت رفته.همون که گفتم  برنامه بدست اوردن پسورد اسکیو ال رو که من کرکی براش نداشتم رو کرک کرد. یک فامیل نزدیکی دارم به نام سید حسن .من تعریف این دوستم رو پیش سید حسن کرده بودم.
سید حسن هم برای اینکه به ادمین یه بیمارستان  نشان بدهد که امنیت پایینی دارند تصمیم گرفته بود سرورهاشون رو هک کنه و یهش نفوذ کنه.بهمین خاطر به من گفت: ببین این دوستت می تونه  به این سرورها نفوذ کنه؟
خودش یه تست زده بوده و خودش اسیب پذیری سرورها رو هم مشخص کرد.منهم به دوستم گفتم.اونم چیز بدرد بخوری نتونست بگه.یه روش عمومی رو گفت.
فرض کنید این قضیه مال دوماه پیش است.چند روز دوباره بهم گفت و این بار تصمیم گرفتم خودم ان کار رو بکنم.
چند تا اسیب پذیری خوب پیدا کردم.و دست به کار شدم.چون کار اولم بود هنوز خوب و سیستماتیک نیم تونستم کارکنم.ابزار هم نداشتم
پس شروع کردم.ابتدا یه ازمایشگاه کوچولو زدمو سعی کردم کمی هم کارهام رو مستند کنم.
بعد دوسه روز کار.نسبتا نتونستم کاری کنم.یعنی هدف جلو دستم بود.ولی نفوذ میسر نبود.نهایتا دوبار تونستم از سرویس خارجش کنم.از نظر قوانین هکری اینکار هم هک حساب می شه ولی خوب به درد نمی خوره و نفوذی نیست.تازه من تازه کلاه سفید هستم و علاقه ای به اسیب زدن ندارم.بخصوص به سیستمهای شرکتها و سازمانهای ایرانی و یا مسلمان.
بهمین خاطر دست از پا دراز تر و نسبتا نامید به سید حسن گفتم که نمی تونم.با اینکه اسیب پذیری داره ولی کاری نمی تونم بکنم.فقط بهشون بگو مثلا این مشکل را دارند و راستی به ویروس استاکس نت هم الوده اند.بگو درست کنند.
ذهن ناخوداگاه من درگیر این مسئله بود تا اینکه بعد از نماز ظهر یهو به ذهنم رسید نکنه چون من قراره دسترسی بگیرم و این دسترسی رو به سید حسن بدم خدا اجازه نمی ده.( به یه دلیل ناخواسته).پس نیت کردم در دلم که خدایا اگه اجازه بدی موفق شم قول می دم اجازه دسترسی به سید حسن ندهم .فقط برای خودم نگه می دارم.
بعد امدم و دوباره همه چی رو بررسی کردم.به یه چیزی شک کردم .اون بررسی کردم و دوباره انجام دادم.اینبار دسترسی فول گرفتم.و یه نفوذ کامل انجام دادم.
بهمین خاطر یه پیغام هشدار  و بسیار محترمانه برای ادمین محترم اون سرور گذاشتم .طوریکه متوجه بشه و انشالله مشکلش رو حل کنه.البته تو پیغام هم نوشتم که من از طرف سید حسن هستم و هدف ما فقط هشدار بوده که امنیت سرورهاش بره بالا.
برام خیلی تجربه جالب و شیرینی بود.امیدوارم جنبه این توانایی رو هم داشته باشم.
راستی امیدوارم ادمین اون سایت هم جنبه این کار منو داشته باشه ازم شکایت نکنه.چون من خیلی رد پاهام رو قایم نکردم.چون سید حسن گفت می دونند که می خواهیم تستشون کنیم.
شب خوش و با ارزوی موفقی برای هممون



عشق

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
دوشنبه 7 آذر 1390-01:56 ب.ظ

عاشق شو.اگه بشی زیباترین دیالوگ های زندگیت را خواهی گفت. ناز خریدن را تجربه می کنی.اونم بی چشم داشت و از ته دل.
دوپینگ را تجربه می کنی.داغ شدن را حس می کنی.باور می کنی که چطور یک نگاه،یک حرف ،یک لبخند می تواند اتش بزند.وزنت را کم کند و سبکت کند.پر از انرژی ات کند.
کلا دنیایت متفاوت خواهد شد.

از خودگذشتگی را تجربه می کنی.فنا شدن را حس می کنی.ایثار برایت ملموس می شود.کارهای احمقانه و خنده دار می کنی.ولی همش شیرین است.حداقل یکبار تجربه کن.از هر سفر خارجی بهتر است.از او چیزهای دنیاست که باید حتما تجربه اش کنی.ولی ....   .
ولی اش را در اخر خواهم گفت
.
                                                            *********************

خوب باش تا عاشقت شود.برایت جمله های زیبا خواهند گفت.زیباترین دیالوگهای زندگیت را خواهی شنید.نازت را خواهد کشید.از در بیرونش کنی از پنجره بر می گردد.خودش را برایت خورد خواهدکرد.التماست را می کند.و همه گونه تحملت می کند.جایگاه شیرینی است.
هرتوقعی که داشته باشی بار یرسیدن بهش تلاش خواهد کرد.هرکه دوست داشته باشی دوست خواهد داشت و بلعکس.حتی دوستدارانت را هم دوست خواهد داشت.
بسته به شخصیتش ممکن است برایت درددسر شود و یا اویزونت باشد و همش مزاحمت باشد.و ممکن است مانند نسیم خیلی نرم در کنارت باشد بی هیچ مزاحمتی.
**************************
اما ولی:
ولی وصال معمولا قاتل عشق است.اگر به انکه دوست دارید برسید احتمال اینکه به اشتباه خود پی ببرید و انچه روزی برایتان بهترین بوده،بدترین بشود هست.اگر انکه عاشق شما هست به شما برسد ممکن است به بزرگترین دشمن شما مبدل شود.
اگر نرسید و اگر نرسد ممکن است همیشه با خیالش خوش باشید و همواره فکر کنید اگر بهش می رسیدید چه و چه می شد.

راستی فقط عشق برای یک وصال و یک زندگی پردوام کافی نیست.چون عشق مثل یک گل است.زیباست ولی درصورتیکه خوب نگهداری نشود و یا مکان و فضا برایش مناسب نباشد زود پژمرده می شود.

اینکه یکی عاشق شما باشد خیلی خوب است ولی اینکه شما با او  خوشبخت شوید چیز دیگری است.
البته برای اینکه با کسی خوشبخت شوید فکر کنم باید پای عشق هم در میان باشد.والا فقط با تفاهم داشتن و بهم خوردن( یعنی اینکه همه بگن شما بهم می خورید و اون ادم خوبی است و از این حرفا) کار درست نمی شود.

فقط اگر کسی عاشق شما شد و عاشقش نشدید و هی به شما ابراز علاقه کرد احتمالا دچار یه عذاب وجدان درونی می شوید که چرا نتوانستید در مقابلش عشق بورزید و به اصطلاح همش کم اوردید جلوش.
برای منکه اینطوری بوده.عرضی نیست.



برف و درخت ق 3

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
شنبه 5 آذر 1390-07:34 ب.ظ

صدای شکستن درختی با صدای بلندی به گوش رسید.عابران پیاده دیدند که درختی بلند از کمر شکست و با شدت زیاد افتاد توی خیابون.البته نه رو کف خیابون.بلکه بر روی یک زانتیای در حال عبور در خیابان.درخت با اونهمه برف و هیبت اونقدر سنگین بود که سقف زانتیا رو بعد از همسطح کردن با کاپوت جلو وعقب پایین تر ببرد و قشنگ انگار با یه چاقوی کند تلاش کرده ایم تسمه ای با ضربه دوقسمت کنیم.یه درخت بود در وسط و یه ماشین کاملا له شده.
قد درخت اونقدر بود که کل عرض خیابون رو ببنده.
خیلی زود ترافیک سنگینی شد.یه عده ای ایستادند تا کمک کنند ولی کاری از پیش نمی رفت.سریع به نیروهای امدادی و اتش نشانی زنگ زدند.دوسه ساعت بعد بالاخره درخت پیر تیکه تیکه شد.و از روی ماشین برداشته شد.خداروشکر داخل ماشین فقط یک راننده بیشتر نبود.مردی حدود 45 ساله.با لباس رسمی و مرتب.
جسد از ماشین پیاده شد.سه تا موبایل تو جیبش بود که دوتاش خاموش بود.و دوتا شناسنامه که یه عکس روش بود .یه پاسپورت.یه بلیط هواپیما به مقصد دبی برای چند ساعت دیگه.
موبایلی که روشن بود تماس خاصی نداشت.حتی شماره خاصی تو حافظه نبود.چنتا اسم که همه معلوم بود کاری بود.
مامورین اگاهی در محل بودند .خیلی سریع معلوم شد مرحوم یک کلاهبردار حرفه ای بوده که حدود 10 میلیون تومان کلاهبرداری کرده.و خوشبختانه همه پولها بصورت دلاردر صندوق عقب ماشین در جاسازی تو ساکش صحیح و سالم موجود بود.حدود 50 شاکی داشت.از پیرزنی که تمام دار و ندارش رو به امید سود ماهانه  به این داده بود وجود داشت تا مرد بازنشسته ای که پول جهیزیه دخترانش رو داده بود تا چند برابر بشه.و یا جوونی که خونه اش رو فروحته بود.
داشتند اموال را صورتجلسه میکردند که موبایل مرحوم زنگ زد.مامور اگاهی برداشت.شخصی که پشت خط بود رو تخلیه اطلاعاتی کرد و معلوم شد که طرف همدست این کلاهبردار نبود.بلکه اخرین قربانی بود( البته اگه مهماندارهای داخل هواپیما رو سرکیسه نمی کرد).
قرار بود این زانتیای توقیفی رو تو فرودگاه با دریافت دوازده میلیون تومان به یه مرد بیچاره واگذار کنه و بقیه اش رو هم بعد از برگشت ماه به ماه ماهی سیصد هزار تومان بگیره.مرد بی نوا سمندش رو فروخته بود که بده با کلاهبردار مرحوم که از قضا اسم اینهم سعید بود تا زانتیا را تحویل بگیره و توی یکی از شرکت های وابسته به وزارت نفت سرویس مدیرعامل بشه.که اگه پولش می رفت واقعا عاطل و باطل می موند.
هفته بعد همه کسانیکه در این ماجرا کلاهشون برداشته شده بود و با سقوط درخت به مالشون رسیدند یه مجسمه طلایی از درخت درست کردند ودر جای اون نصب کردند .اسمشم گذاشتند درخت فداکار.
ببخشید که کمی داستان ماسمالی شد.ایده ام خوب بود.ولی وقت نوشتن نداشتم تو 5 دقیقه جمعش کردم.دیگه کمی توقعتون رو بیارید پایین.ممنون



برف و درخت ق2

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
جمعه 4 آذر 1390-10:06 ب.ظ

صدای شکستن درختی با صدای بلندی به گوش رسید.عابران پیاده دیدند که درختی بلند از کمر شکست و با شدت زیاد افتاد توی خیابون.البته نه رو کف خیابون.بلکه بر روی یک پیکان سبز رنگ .بله یه تاکسی در این حادثه از بین رفت.در حال عبور در خیابان.درخت با اونهمه برف و هیبت اونقدر سنگین بود که سقف پیکان رو بعد از همسطح کردن با کاپوت جلو وعقب پایین تر ببرد و قشنگ انگار با یه چاقوی کند تلاش کرده ایم تسمه ای با ضربه دوقسمت کنیم.یه درخت بود در وسط و یه ماشین کاملا له شده.
قد درخت اونقدر بود که کل عرض خیابون رو ببنده.
خیلی زود ترافیک سنگینی شد.یه عده ای ایستادند تا کمک کنند ولی کاری از پیش نمی رفت.سریع به نیروهای امدادی و اتش نشانی زنگ زدند.دوسه ساعت بعد بالخره درخت پیر تیکه تیکه شد.و از روی ماشین برداشته شد.داخل ماشین جسد یه زن جوون و یه دختر بچه و راننده ماشین و مسافر کناریش که یه مرد جوون بود، بود( البته میشه غمگین  ترش هم کرد).



ادامه مطلب

پدر و مادر بیل گیتس

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
جمعه 4 آذر 1390-12:50 ق.ظ

درمورد اینکه خدا باید پدر و مائر بیل گیتس رو بیامرزه یا نه در شک هستم

ولی قطعا اگه عمومی شدن کامپیوتر  و رواج اون کار خوبی است قاعدتا باید بیامرزه .حالا توضیح می دم می فهمید چرا.

یکی از اولین چیزهایی که یک هکر یا کارشناس امنیتی باید باهاش کار کنه یه برنامه ای است به نام nessus
با این برنامه من خیلی وقته اشنام.ولی اوایل که فقط لینوکسی بود و من هم دور برش نمی رفتم.بعد هم که ویندوزی اش امد نتونستم باهاش کار کنم.
موند تا در کلاس هک و امنیت اشیانه نحوه نصب و کار باهاش رو به ما یاد داد.
دیگه ما هم امنیت کار زدیم تو کار لینوکس.
اول یه لینوکس نصب کردیم( red hat enterprise 6)
بعد rpm این برنامه رو دانلود کردیم .بعد خواستیم که اکتیوش کنیم دیدیم نمی شه و نیار به یه browser هست.
رفتیم در سایت موزیلا و فایرفاکس ورژن 8 مجبوب نسخه لینوکس رو دانلود کردیم ولی هرکاری کردیم نشد که نصب کنیم( خوب معلومه که سواد نداشتم)
بعد گفتم حتما ورژنش بالاست.پس رفتم نسخه 3.6 رو دانلود کردم باز هم اوضاع همین بود.این خودش یه روز زمان برد.
بعد رفتم سراغ اپرای عزیز.
خدا رو شکر اون براحتی نصب شد و بی مشکل.
بعد رفتیم ادامه کار nessus.ولی هر کاری کردم اکتیو نمی شد.حدس زدم مشکل فیلتر شدن ای پی های ایران است.پس رفتیم سراغ وی پی ان.
دو نسخه لینوکس من داشتم یه نسخه ردهت انترپرایز 6.1 ویه نسخه centos 5.2 .
در centoos 5.2 اصلا نتورک منجر نداشتم چه برسه به تب وی پی ان پس بی خیال شدم و رفتم سراغ رد هت.اون تو تب می پی ان داشتم ولی غیر فعال بود.یه یکی دورزو فکر کنم علاف شدم تا فهمیدم باید چه کار کنم و مشکل رو حل کردم.البته حل کردن که یعنی حداقل 6 تا پکیج نصب کردم تا درست شد.بعد هم باز درست کار نمی کرد.تا تونستم بالاخره تنظیمش کنم.
و nessus  رو اکتیو کنم.انشالله در یه پست کامل راجع بهش توضیح می دم.فقط نکته اینکه سه روز هرچی فسفر داشتم سوخت .اونجا بود که یاد بیل گیتس افتادم که چه راحت کرده این کار رو تو ویندوز.

البته بیل گیتس کاری کرده که علوم کامپیوتر مثل عشق شده.( عشق عین تپه ای است که هر خری ازش می اد بالا)
اگه بیل اینقدر راحتش نکرده بود شاید همه الان بلد نبودند ولی در کل دستش درد نکنه.
شب خوش.




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox